, , ,

هادی مرادی: «غوطه‌ور»؛ فیلمی متفاوت با موضوعی حساس و جسورانه

هادی مرادی: «غوطه‌ور»؛ فیلمی متفاوت با موضوعی حساس و جسورانه

سینمای اجتماعی ایران در سال‌های اخیر به قدری به کلیشه دچار شده که در نهایت سالن و گیشه را هم از دست داد و عرصه را برای آثار کمدی (حتی مبتذل) باز کرد. این واکنش از دو منظر مهم مورد بحث است. اول این‌که موضوعات اجتماعی که دستمایه ساخت اثر قرار می‌گرفتند و می‌گیرند، عمدتاً تکراری بودند و هستند و دوم این‌که پرداخت به موضوعات تکراری نیز به شکلی کپی‌شده صورت می‌گرفت و می‌گیرد. به بیان ساده، هم دستمایه تکراری و هم پرداخت به موضوع تکراری است، به خصوص که بسیاری از این مسائل دیگر مسئلۀ امروز جامعه یا جامعۀ امروز نیستند؛ در نتیجه پس زده می‌شوند.

در این فضا، شکستن ساختارهای متنی و محتوایی هم الزامی است و هم سخت و صدالبته نیاز به ظرافت‌های بالایی دارد که فیلمساز ضمن پرداختن به موضوع و اشاره به ابعاد و جوانب مختلف آن و همچنین بیان تبعات و در صورت امکان، راه‌کارها، خط قرمزهای فرهنگی جامعه ایرانی را رد نکند و به ورطۀ قبح‌زدایی نی‌افتد. هشدار بسیار مهم اینست که در اغلب آثار، سوژه‌‎های ملتهب پیشبرندۀ داستان نیستندغ بلکه داستان در یک بستر موازی در جریان است و این سوژه‌ها نه به عنوان قسمت مهمی از نوار فیلم که به عنوان یک خرده‌داستان و یا خرده‌مسئلۀ جذاب و بعضاً ساختارشکنانه، تنها به قصد جذب مخاطب استفاده می‌شوند که این خود یک سوءاستفادۀ محض از یک مسئلۀ اجتماعی است.

“غوطه‌ور” را از این منظر می‌توان فیلمی متفاوت (و نه الزاماً خوب به معنای قالب) در جشنواره امسال دانست که دست روی موضوع بسیار حساسی گذاشته و به مسئله‌ای می‌پردازد که قدم برداشتن به سمت آن بسیار خطرناک است اگر فیلمساز بلدراه نباشد.

موضوع این فیلم، بحران جنسی و همنجس‌گرایی است و دیدن این فیلم زمانی جالب‌تر می‌شود که بدانیم کارگردان آن در کسوت روحانیت است. این یعنی یک فیلمساز روحانی به یک مسئلۀ بسیار حساس که برای اغلب کارگردانان خط قرمز است، پرداخته است. تا همین جا دلیل کافی برای دیدن این فیلم که در ژانر جنایی و با نگاهی آسیب‌شناسانه ساخته شده، وجود دارد گرچه احتمالاً این فیلم فاصلۀ فرمیک زیادی با استانداردهای لازم و حتی فیلمی مثل علفزار داشته باشد.

اما در بحث فنی باید اذعان کرد گرچه سوژه بسیار جذاب بود ولی فیلمنامه شکاف‌های بسیار جدی داشت که بعضاً سبب می‌شد فیلم به سلسله سکانس‌هایی تبدیل شود که اپیزودوار به هم متصلند. موضوعی که هم در مورد نقش اول فیلم دیده شد و هم در مورد شخصیت دختر داستان. مضاف بر این، یکی از اشتباهات بزرگ و اقدامات غیرضروری کارگردان تقابل بین دو پلیس است.

پلیس ضدقهرمان که جدی، بداخلاق و قانونمند و اهل مقررات است و راه را اشتباه می‌رود و پلیس قهرمان که اتفاقاً در چارچوب قانون و مقررات حرکت نمی‌کند، روی اعصاب و روان خود مسلط نیست، واکنش‌های هیجانی زیادی دارد، اصول اولیه را رعایت نمی‌کند، دیگران را به فعل ضدقانون تشویق می‌کند و حتی و برای مجبور کردنشان به تخلف، باج عاطفی می‌گیرد ولی با این حال اوست که می‌تواند پرونده را مختومه کند. خود این نوع رویکرد، به نوعی ناکارآمدی سیستم و قانون و مقررات را نشان می‌دهد و از قضا اثبات می‌کند که قانون حتی برای مجری آن هم کارآیی ندارد و اگر قرار باشد پلیس از مسیر قانون حرکت کند، نه فقط به مقصد نمی‌رسد که سرگشته هم می‌شود.

ایراد بزرگ دیگر فیلم، کم‌تجربگی کارگردان بود که در تک‌تک سکانس‌ها دیده می‌شد. بازی‌هایی که یکدست نبود و علاوه بر این‌که بازیگران جانبی به صورت کاملاً رفع‌تکلیفانه نقش‌آفرینی کرده بودند، بازیگران اصلی هم افت و خیز زیادی در طول داستان داشتند. وانگهی همپوشانی نکردن بازیگران هم از ضعف‌های دیگر این فیلم بود به نحوی که در تقابل‌ها، گویی هر بازیگر تنها بار خود را به دوش می‌کشد و به بده‌بستان‌ با پارتنر هیچ اعتنایی نمی‌کند و هیچ حسی را به بازیگر روبرو انتقال نمی‌دهد. موضوع دیگر، عدم‌اعتباردهی فیلمساز به بازیگران مکمل است. بازیگرانی که در خلاء نقش‌آفرینی می‌کنند و ارتباط ناهمگنی با شخصیت‌های اصلی و حتی فضای داستان دارند. از شخصیت پلیس گرفته تا دختر بچه و حتی مربی شنا و یا مدیر سالن زیبایی تا بسیجی‌ها که نه بازی و نه ورود و خروجشان از منطق فیلمنامه و داستان پیروی نمی‌کند. از همۀ این موارد گذشته، کارگردان فیلم را بیش از بازی و نمایش، با دیالوگ پیش می‌برد؛ در حالی که یک اثر استاندارد از حداقل دیالوگ برخوردار است.

 پرش‌های ناگهانی در برخی از پلان‌ها و سکانس‌ها و بعد رسوب کردن فیلم در برخی از لحظات، ریتم اثر را از بین برده بود و مخاطب را سردرگم می‌کرد. این موضوع نیز یکی از نقاط ضعف در ساخت بود که تا حدی به تدوین بازمی‌گردد. در شخصیت‌پردازی هم دقت لازم به خصوص در مورد نقش‌های جانبی صورت نگرفته بود و تمام کاراکتر در چند دیالوگ و یا اکت گل‌درشت خلاصه می‌شد. این موضوع به حدی نامأنوس بود که حتی در برخی سکانس‌ها به مرزهای کمدی و طنز می‌رسید. این‌که آن‌چه فیلم می‌گفت با آن‌چه نشان می‌داد تفاوت‌های بسیاری داشت.

در جمع‌بندی باید گفت غوطه‌ور به معنای واقعی کلمه سوزاندن یک جسارت و شجاعت در محتوا بود که نه در داستان و فیلمنامه و نه در قالب نتوانست انتظارات را برآورده کند گرچه به نظر ارزش یک بار دیدن را دارد؛ ولی در برخی موارد مانند کارگردانی و بازی‌، بعید است کوچکترین شانسی برای موفقیت در جشنواره داشته باشد. 

«غوطه‌ور» ساختۀ حجت‌الاسلام جواد حکمی، به تهیه‌کنندگی سعید پروینی و محمدحسین هاشمی گلپایگانی است که در آن مسعود کرامتی، رویا جاویدنیا، مهران غفوریان، محسن قصابیان، آیدا ماهیانی، پیام احمدی نیا، سیاوش چراغی‌پور، و نسیم ادبی ایفای نقش می‌کنند.

دیدگاهتان را بنویسید