حسن لفافیان (متولد 1347 مشهد) چهره پیشکسوت سینمای ایران با سابقه ای غنی در کارگردانی، فیلمنامه نویسی و تولید است. فعالیت هنری خود را از تئاتر و ساخت 10 فیلم کوتاه 8 میلیمتری در انجمن سینمای جوانان زاهدان آغاز کرد. پس از فارغ التحصیلی در رشته کارگردانی از دانشگاه هنر (1373)، به مدت 17 سال (1369-1386) به عنوان دستیار اول کارگردان و برنامه ریز در بیش از 30 فیلم سینمایی از جمله آثار مطرحی چون “شاخ گاو”، “مرد پنجم” و “جوانمرد” همکاری داشت. وی کارگردانی 13 تله فیلم را در کارنامه دارد که “حماسه ماندگار” (برنده بهترین کارگردانی) و “بازی مهره سفید” (کاندید سیمرغ بلورین) از شاخص ترین آنهاست. لفافیان با نگارش فیلمنامه هایی چون “ابوموسی دل بندر” (برنده جایزه ویژه جشنواره عمار) و کارگردانی سریال های پرتماشاگری مانند “به رنگ خاک” (34 قسمتی) و “کلبه ای در مه” (34 قسمتی) توانایی خود در جذب مخاطب عام و خاص را به نمایش گذاشته است. بنیانگذار موسسه فرهنگی “تصویرگران آسمان آبی” و دارنده سوابق مدیریتی چون ناظر کیفی شبکه های قرآن و نسیم، همواره بر اهمیت سینمای اندیشه محور تاکید داشته است.پایگاه خبری سینمای خانگی با او مصاحبه ای ترتیب داده و از او درباره ارزیابی اش از سینمای ایران پرسیده است. متن زیر حاصل این مصاحبه است:
سینمای خانگی: آقای لفافیان، با توجه به صحبت های شما، به نظر می رسد سینمای ایران را به دو بخش «پرفروش اما سطحی» و «هنری اما کم فروش» تقسیم می کنید. آیا این دوگانگی را نشانه ی بحران می دانید یا تحول طبیعی سینما؟
لفافیان: دقیقاً بحران است، نه تحول! وقتی معیار موفقیت «فقط» فروش گیشه باشد، سینما از ماهیت هنری خود فاصله می گیرد. متأسفانه امروز فیلم های کمدیِ کم مایه که بیشتر شبیه تئاترهای لاله زاری هستند، گیشه را در اختیار گرفته اند، در حالی که سینمای اجتماعی و اندیشه محور به حاشیه رانده شده است. این نه تنها آسیب فرهنگی است، بلکه نشان دهنده ی سقوط سلیقه ی مخاطب است.
سینمای خانگی: اما برخی معتقدند این سلیقه ی مخاطب است که تعیین کننده است. آیا نباید به انتخاب مردم احترام گذاشت؟
لفافیان: احترام به مخاطب مهم است، اما آیا وظیفه ی سینما فقط دنباله روی از سلیقه است؟ سینمای بزرگ جهان همواره پیشرو بوده، نه پیرو. وقتی مدیریت سینما به جای هدایت ذائقه ی مردم، تسلیم بخش خاصی از آن شود، نتیجه همین میشود: انقراض سینمای فکور و جایگزینی آن با سرگرمی های زودگذر.
سینمای خانگی: شما به رشد کیفی سینما در دهه ی ۷۰ و ۸۰ اشاره کردید. آیا این روند نزولی صرفاً به سیاست های مدیریتی برمی گردد یا عوامل دیگری هم دخیل هستند؟
لفافیان: در آن دوران، فیلمسازان دغدغه مند و مدیران باسواد، سینما را به عنوان «هنر» می دیدند، نه کالای صرفاً تجاری. امروز اما معادله برعکس شده: بازیگرانِ خاص با دستمزدهای نجومی، بازار را قبضه کرده اند و فیلم های اجتماعی حتی اگر خوب باشند، به دلیل هزینه های بالا و تبلیغات کم، شانسی برای رقابت ندارند.
سینمای خانگی: آیا این را نمی توان نتیجه ی طبیعی اقتصاد سینما دانست؟ سرمایه گذاران ترجیح می دهند روی فیلم های پرفروش سرمایه گذاری کنند.
لفافیان: مشکل همین جاست! وقتی دولت و نهادهای فرهنگی از سینمای اجتماعی حمایت نکنند، بخش خصوصی هم ریسک نمی کند. اما حمایت های فعلی هم اغلب سیاسی یا جناحی است، نه هنری. نتیجه؟ فیلم های سفارشی که حتی مخاطب خاص هم جذب نمی کنند.
سینمای خانگی: شما به نگاه سیاسی و جناحی در حمایت ها اشاره کردید. آیا این موضع گیری ها مانع اصلی پیشرفت سینماست؟
لفافیان: بله! وقتی فیلمی با بودجه ی دولتی ساخته می شود اما از ابتدا با چتر سیاستگذاری های خاص همراه است، طبیعی است که مخاطب عام را جذب نکند. از طرف دیگر، در ژانرهای کمدی، خط قرمزها برداشته شده تا گیشه رونق بگیرد، اما برای سینمای جدی، همچنان محدودیت های بی جا وجود دارد. این دوگانگی، سینما را فلج کرده است.
سینمای خانگی: آیا این انتقاد را قبول دارید که برخی فیلمسازان به جای پرداختن به دغدغه های واقعی مردم، به سمت موضوعات فرمالیستی یا سفارشی گرایش پیدا کرده اند؟
لفافیان: البته! اما مقصر اصلی فیلمسازان نیستند؛ سیستم است. وقتی مدیریت فرهنگی حمایت را به طرح های «مورد پسند» محدود کند، فیلمسازان یا تسلیم می شوند یا از دور خارج.
سینمای خانگی: با توصیفات شما، آینده ی سینمای ایران چگونه خواهد بود؟
لفافیان: اگر تغییر رویه ندهیم، سینمای هنری به کلی محو خواهد شد. اما خوشبختانه اخیراً نشانه هایی از حضور مدیرانی که به نظر می رسد دلسوز و باسوادند، دیده می شود. اگر این روند تقویت شود و نگاه های جناحی کنار گذاشته شود، می توان امیدوار بود که سینما به مسیر اصلی خود بازگردد.
سینمای خانگی: اگر شما مدیر سینما بودید، چه می کردید؟
لفافیان: اولاً حمایت مالی عادلانه از همه ی ژانرها، نه فقط کمدی یا سینمای سفارشی. دوم، کاهش دخالت های غیرحرفه ای در فرآیند فیلمسازی، سوم، تبلیغات و اکران مناسب برای فیلم های کیفی. مهمتر از همه، بازگرداندن اعتماد فیلمسازان با ایجاد فضای رقابتی سالم.
سینمای خانگی: نکته ی ناگفته ای دارید؟
لفافیان: تنها این را اضافه کنم که سینما آیینه ی جامعه است. اگر ما به عنوان صنف سینماگران و مدیران، این آیینه را بشکنیم، مردم هم به ما پشت خواهند کرد. امیدوارم روزی برسد که سینمای ایران نه با گیشه، بلکه با «اثر هنری»اش شناخته شود.
سینمای خانگی: ممنون از صراحت و تحلیل های ارزشمندتان.
لفافیان: من هم ممنونم از وقتی که در اختیار من گذاشتید.