محمد خزاعی رییس سازمان سینمایی در پیامی به دومین جشنواره سراسری آموزشگاههای آزاد سینمایی به طرح نکاتی درباره اهمیت نقش این آموزشگاهها در تربیت استعدادهای تازه برای سینمای ایران پرداخت.
به گزارش سینمای خانگی به نقل از ستاد خبری دومین جشنواره سراسری آموزشگاههای آزاد سینمایی، محمد خزاعی رییس سازمان سینمایی در پیامی به دومین جشنواره سراسری آموزشگاههای آزاد سینمایی عنوان کرد: «سینما به مفهوم یک هنر، ساحت گسترده و عمیقی است که چشماندازهای وسیعی را تحت تسلط خود دارد. هنر آرمانی، هنر انسانسازی است. اعتقاد به خصیصه انسانزایی هنر که به الگوآفرینیهای فردی و جمعی منتج میشود، افق مطلوب رویکردهای آموزشی تولیت دولتی فرهنگ و هنر است که علاوه بر ترویج مهارتها به تجلی معرفت و معنویت چشم دارد.
این بزرگترین دستاورد هنر دینی است که مبتنی بر دانشمحوری و تجربیات موروثی به اقناع علمی و ارتقای ذوقی و نوسازی آموزشی هدایت میشود.
تقویت علمی، مهارتی و رقابتآفرینی از مهمترین مولفههای تحکیم و تثبیت آموزشگاههای آزاد سینمایی محسوب میشود که این نقش موثر را سازمان امور سینمایی به عنوان تکلیفی حمایتی و رویکردی نتیجهمحور، برعهده گرفته است.
در هنگامهای که تکنولوژی هر ساعت ما را به ضیافت تازهای از غافلگیری و شگفتی میبرد، لزوم توجه به آموزش و راهکارهای استفاده بهینه از آن در سینمای ایران بیش از پیش احساس میشود و بدیهی است که آموزشگاههای آزاد سینمایی در این حوزه میتوانند اسبابی باشند تا سینمای ایران از کاروان فناوریهای روز و دستاوردهای آن عقب نماند.
علم سینما در دنیای امروز، در همه ابعاد، در حال «نو شدن» است، کار آموزشگاهها، از آنجا جلوه پیدا میکند که باید مدام در حال تازه شدن و به روز شدن باشد. این ویژگی باعث شده که آموزشگاههای سینمایی، مسیری امن برای بهکارگیری علم روز، در بدنه سینمای ایران باشند در عین حال، تردیدی نیست که تقویت ساختارهای آموزشی در دانشگاهها و آموزشگاهها از طریق دروس فلسفه اسلامی هنر و تعالیم معرفتی یک پیش نیاز اساسی و احیای دروس معرفتی هنر یک ضرورت است.
آموزشگاههای آزاد سینمایی باید محلی برای پرورش توامان جوانان متخصص و متعهد باشد و در کنار آموزش تخصصی، مسائل معرفتی نیز در مسیر تکامل آموزشی طراحی شود.
متاسفانه احساس میشود در دانشگاهها و آموزشگاهها صرفاً به جنبه تربیت تکنیسینهای خوب توجه صورت میگیرد در حالی که عرصه هنر و هنرمندی عالم کشف، شهود و سیر کردن در جهان معانی است و در آن صورت است که خلق آثار، ابعاد دیگری پیدا میکند.
اهتمام سازمان سینمایی با محوریت «اخلاق، آگاهی، امید» در راستای استانداردسازی بر توسعه منضبط آموزشگاههای سینمایی، گسترش عدالت فرهنگی، کشف و پرورش استعدادهای خلاقه و زمینهسازی برای بروز نسل نو، تبیین هویت ایرانیاسلامی، با هدف تولید متعهدانه و انتقال تجارب ممتاز اساتید متمرکز شده است.
دومین جشنواره هنرجویان آموزشگاههای آزاد سینمایی با هدف ورود به گام دوم تربیت نسل آگاه، با دانش و متعهد به ارزشها و منافع ملی در فرایندی رقابتی و به منظور پایش توانمندیها، ارزیابی آثار و معرفی نخبگان سینمایی آموزشگاهها به فضای حرفهای برگزار شود.
ترویج فضیلتهای اجتماعی، مسئولیتپذیری نسل جوان، مشارکت شهروندی و اولویتبخشی به نهاد خانواده، از رویکردهای این دوره از جشنواره معرفی شده است که بازتاب هنرمندانه آن در تولیدات سینماگران جوان و پرشور و شعور مایه امیدواری خواهد بود.
امیدوارم افق پیش رو، به منظر باشکوهی بدل شود تا ایران اسلامی بدان ببالد و بتوانیم شکوفایی ملی هنر سینما را جشن بگیریم.»
آثار راهیافته به دومین جشنواره سراسری آموزشگاههای آزاد سینمایی معرفی شدند
فیلمهای کوتاه راهیافته به دومین جشنواره سراسری آموزشگاههای آزاد سینمایی به شرح زیر معرفی شدند:
«آلزایمر» به کارگردانی سعید ونایی از تهران
«اوهام» به کارگردانی مرتضی آقاجانی از زنجان
«زیبای زیبا» به کارگردانی سجاد موسوی از تهران
«سردست» به کارگردانی فاطمهسادات جلالی از تهران
«نزدیکتر از دور» به کارگردانی شاهین آقازاده از تهران
«منم همین طور» به کارگردانی سعید دولتی از تهران
«همسایه» به کارگردانی پیروز کرمی از تهران
«شهر عسل» به کارگردانی معین روحالامینی از تهران
«نگاه خدا» به کارگردانی علیرضا موسیزاده از تهران
«ارشیا» به کارگردانی مهرداد بشارت و مرضیه قاسمی از تبریز
«دزد» به کارگردانی فرزام طبیبی از تبریز
«صدای سکوت» به کارگردانی الهام آقاجری از اصفهان
«دوراهی» به کارگردانی ستایش افشانی از تهران
«لبه گود» به کارگردانی رایحه مظفری از تهران
«چک» به کارگردانی مهرداد مهرکیش از تهران
«درخت» به کارگردانی دانیال محمدعلی از تهران
«۹۹-۹۷» به کارگردانی السا آذرگون از تهران
«مترسک» به کارگردانی هما زرینی از تهران
«مادر» به کارگردانی دانیال غلامی از یزد
«ویلای خیابان ۲۲» به کارگردانی طاها قارداشی از تهران
«الماس و شیشه» به کارگردانی داریوش کرمیار از تهران
«داس» به کارگردانی کاووس قاسمی از تهران
«آخرین بار» به کارگردانی زهرا نظری از قزوین
«یادداشت» به کارگردانی محمدرضا دهستانی از قم
«همزاد» به کارگردانی آقامرتضی ربیعی از تهران
«آبنبات تلخ» به کارگردانی متین خاتمی از تهران
«کله» به کارگردانی سهیل عرب از بوشهر
«دستبند» به کارگردانی محسن تقیزاده از تهران
«بین خطوط رفاقت» به کارگردانی محمدصادق سعدی از مشهد
«بدرقه سکوت» به کارگردانی محمدرضا دهستانی از قم
«مرا ببوس» به کارگردانی الناز نادریان از زنجان
«کانیبال» به کارگردانی مهتاب فرهادی از تهران
«کابگراس» به کارگردانی سیدعلی حائری از تهران
«لیلا» به کارگردانی حسین رضائیان از تهران
«من، او، مهتاب» به کارگردانی مجید نورالفلق از تهران
«تله هوس» به کارگردانی کیانا تعصبی از تهران
«فاصله رنگی» به کارگردانی شاهین آقازاده از تهران
مسعود مددی، علی محمدقاسمی و مجید شیخ انصاری هیات انتخاب بخش فیلم کوتاه دومین جشنواره سراسری آموزشگاههای آزاد سینمایی هستند.
دومین جشنواره سراسری آموزشگاههای آزاد سینمایی به دبیری مهدی شفیعی از ۳۰ آبان تا ۳ آذر ۱۴۰۲ در موزه سینما برگزار میشود.
فیلم سینمایی «شهرک» به تهیهکنندگی علی سرتیپی و نویسندگی و کارگردانی علی حضرتی در دومین حضور بینالمللی خود توانست جایزه بهترین فیلم فستیوال فیلمهای ایرانی «ویتره» در کشور فرانسه را از آن خود کرد.
به گزارش سینمای خانگی از ایسنا،این فیلم در رقابت با فیلمهای «شنای پروانه» به کارگردانی محمد کارت، «مامان» به کارگردانی آرش انیسی، «برندگان» به کارگردانی حسن ناظر و «خورشید آن ماه» به کارگردانی ستاره اسکندری توانست جایزه بهترین فیلم را دریافت کند.
همچنین فیلم «برندگان» جایزه بهترین فیلم از نگاه تماشاچیان و فیلم سینمایی «مامان» جایزه ویژه داوران جشنواره «ویتره» را از آن خود کردند.
فستیوال «ویتره» به ابتکار «مرکز ایران و فرانسه» به عنوان یک سازمان مردم نهاد فرانسوی با همکاری انجمن فرهنگی «گارو مدیا» و شهرداری ویتره در حمایت معنوی وزارت فرهنگ فرانسه، استان بروتاین و خانه فرهنگهای جهان برگزار شده است.
در جمع هیات داوران این رویداد، مهرداد اسکویی از ایران و همچنین آلن دوپاردیو حضور داشتند.
پخش بینالملل فیلم سینمایی «شهرک» به عهده کمپانی DreamLab Films به مدیریت نسرین میرشب است.
در فیلم سینمایی «شهرک» که پیش از این توانسته بود جایزه ویژه هیات داوران دهمین دوره جشنواره «تریپولی» لبنان را دریافت کند، ساعد سهیلی، کاظم سیاحی، مهتاب ثروتی، همایون ارشادی، رویا جاویدنیا، شاهرخ فروتنیان، مرتضی ضرابی، ساقی حاجیپور به ایفای نقش پرداختهاند.
«شهرک» فضایی متفاوت، عاشقانه، رازآلود و معمایی را مدنظر قرار داده و داستان نوید فلاحتی، جوان علاقمند به بازیگری را روایت میکند که در تست یک فیلم سینمایی بزرگ قبول میشود و برای پیوستن به این پروژه و رسیدن به آرزوی دیرینه خود یعنی بازیگر شدن، باید شرایط ویژه و تمرینهای روحی و روانی گروه بازیگران در شهرکی ایزوله شده را بپذیرد.
محمدرضا شفاه تهیهکننده فیلم سینمایی «مصلحت» به کارگردانی حسین دارابی ضمن اشاره به استقبال از اکران آنلاین این فیلم سینمایی به برخی حواشی مرتبط با اکران آن پاسخ داد.
به گزارش سینمیا خانگی از محمدرضا شفاه تهیهکننده فیلم سینمایی «مصلحت» به کارگردانی حسین دارابی در گفتوگو با مهر درباره استقبال از این فیلم در اکران آنلاین، توضیح داد: واقعیت این است که فروش فیلم سینمایی «مصلحت» با وجود نکاتی که میتوان درباره آن گفت، در مجموع فروش بدی نبود. امروز وقتی درباره اکران یک فیلم و فروش آن در گیشه صحبت میکنیم، درباره تعداد زیادی فیلم صحبت میکنیم که دیگر به سادگی به فروش سالهای قبل خود نمیرسند و بار اصلی اکران بر دوش تعداد بسیار بسیار اندکی از فیلمها قرار دارد.
وی ادامه داد: با در نظر گرفتن این شرایط باید توجه داشته باشیم که همه فیلمها از انتظاراتی که در شرایط عادی میتوانستیم از گیشه آنها داشته باشیم، فاصله زیادی داشتهاند. از این منظر فروش یا عدم فروش یک فیلم دیگر متأثر از فاکتورهای دیگر نیست.
صحبت از نفروختن «مصلحت» درست نیست
شفاه افزود: آنچه این روزها در شرایط اکران تعیینکننده است، این است که آیا یک فیلم در زمره فیلمهای طنزی که قدرت فتح گیشه را دارند، قرار دارد یا خیر. از این منظر فکر میکنم فیلم «مصلحت» با توجه به دغدغههای جدی که دارد و با توجه به حرف سنگینی که به لحاظ مضمونی طرح میکند، یک فیلم فکور محسوب میشود که به همین دلیل در زمره آن تعداد انگشتشمار فیلمهای فاتح گیشه قرار نمیگیرد. فیلمهای این گروه معمولاً آثار سادهای هستند که وجه سرگرمی آنها بر همه وجوه دیگرشان غالب است. در این شرایط صحبت از «نفروختن» فیلمی مانند «مصلحت» درست نیست، بلکه باید بپرسیم چرا فقط تعداد اندکی از فیلمهای طنز مربوط به سینمای بدنه فروش دارند؟
مانند همه ساختارها و سازمان، در ساختار قضائی کشور هم سلایق مختلفی وجود دارد که بخشی از آنها فیلم ما را دوست نداشتند. همزمان در همان سیستم فیلم ما علاقهمندان و مدافعانی هم داشت
این تهیهکننده در پاسخ به اینکه آیا بعد از اکران عمومی «مصلحت» دیداری با مسئولان قضائی که طی سه سال گذشته باعث توقیف فیلم شده بودند و بابت اکران آن نگرانی داشتند، داشته است یا خیر؟ گفت: بله با برخی از آن دوستان ارتباطهایی داشته و داریم. کمااینکه برخی از همین دوستان از ابتدا هم جزو دوستداران فیلم بودند و بعد از اکران عمومی هم به من خداقوت گفتند، اما مانند همه ساختارها و سازمانها، در ساختار قضائی کشور هم سلایق مختلفی وجود دارد که بخشی از آنها فیلم ما را دوست نداشتند. همزمان در همان سیستم فیلم ما علاقهمندان و مدافعانی هم داشت.
وی افزود: در همین ساختار هستند افرادی که همچنان تولید و اکران فیلمهایی از جنس «مصلحت» را مفید میدانند. وقتی با همین بخش از دوستان، بعد از اکران عمومی فیلم ارتباط گرفتم و صحبت داشتم، حس خوبی از اکران فیلم داشتند اما با بخشی که نسبت به فیلم سختگیرانه رفتار کرده بودند، دیگر ارتباطی نداشتم. شاید حتی این گروه، بعد از اکران یک فیلم، اساساً آن را فراموش کنند و دیگر چنین اثری برایشان از اساس موضوعیتش را از دست بدهد!
بیلبوردهایی که جمع شد، اما دیده شد!
شفاه درباره حاشیه مربوط به بیلبوردهای تبلیغاتی فیلم «مصلحت» که در روزهای ابتدایی اکران از سطح شهر جمعآوری شدند هم توضیح داد: این ماجرا آنقدر هم پیچیده نبود. برنامه تبلیغاتی ما این بود که این بیلبوردها از چند روز قبل از اکران در سطح شهر نصب شوند و بعد با شیب مشخصی از این بیلبوردها به نام «مصلحت» برسیم. اما از آنجایی که تیترهای انتخابی برای شروع این تبلیغات، کمی خاص بود و شاید انتظار آن را نداشتند، تنها یک شب تا صبح این بیلبوردها باقی ماند و بلافاصله در چند ساعت ابتدایی جمعآوری شدند.
معتقدم ایده این بیلبوردها ایدهای خلاقانه بود و ما باید در برابر خلاقیتها صبوری بیشتری داشته باشیم. امیدوارم و دعا میکنم این جنس کمتحملیها از ذهن مدیران و مسئولان ما رخت ببندد و اینقدر زود بابت همه چیز نگران نشوند. شخصاً معتقدم دایره منافع ملی ما خیلی گستردهتر و محکمتر از آن است که با این جنس اتفاقات بخواهد به خطر بیفتد
وی افزود: البته در همان زمان کم و به کمک فضای مجازی این بیلبوردها به خوبی دیده شد و تصویر آنها را خیلیها دیدند اما از آنجایی که متأسفانه فضای موجود در سطوح سیاسی کشور ما همواره پر از سوءتفاهم است، این بیلبوردها امکان ادامه نصب در سطح شهرها را پیدا نکردند. معتقدم ایده این بیلبوردها ایدهای خلاقانه بود و ما باید در برابر خلاقیتها صبوری بیشتری داشته باشیم. امیدوارم و دعا میکنم این جنس کمتحملیها از ذهن مدیران و مسئولان ما رخت ببندد و اینقدر زود بابت همه چیز نگران نشوند. شخصاً معتقدم دایره منافع ملی ما خیلی گستردهتر و محکمتر از آن است که با این جنس اتفاقات بخواهد به خطر بیفتد.
تهیهکننده «مصلحت» درباره عجیبترین بازخورد نسبت به این فیلم در فرآیند رونمایی و اکران آن گفت: زمانی که فیلم در جشنواره فیلم فجر رونمایی شد، از سوی خیلی از مخاطبان با این واکنش مواجه شدیم که گفتند این فیلم را با سفارش قوه قضائیه ساختهاید. آن مقطع پیش از انتخابات ریاست جمهوری با نامزدی آقای رئیسی بود و برخی به صراحت فیلم را سفارش مسئولان وقت قضائی برای تأثیرگذاری بر انتخابات میدانستند. اما عجیب اینکه چند ماه بعد از جشنواره فجر، همین قوه قضائی با فیلم برخورد کرد و دادستانی کل کشور، جلوی اکران فیلم را گرفت. ما هر چه میگفتیم برداشت از این فیلم تبلیغ قوه قضائیه بوده است و لااقل آن را توقیف نکنید! این اتفاق عجیبترین اتفاقی بود که برای فیلم «مصلحت» رخ داد!
شفاه در پاسخ به این پرسش که آیا اکران به موقع فیلم «مصلحت» میتوانست مسیر فیلمسازی حسین دارابی را تغییر دهد، گفت: هر فیلم خوبی که در کارنامه یک فیلمساز ثبت میشود، به محض آنکه در معرض دید مخاطبان قرار میگیرد، کارگردان را در مسیر خودش پیش میبرد و تبدیل به اعتبار برای فیلمساز میشود. قطعاً «مصلحت» اگر در همان سال ساخت اکران میشد، هم بهتر دیده میشد و هم میتوانست برای حسین دارابی آوردههای بهتری نسبت به اکران امروزش داشته باشد.
تهیهکننده «مصلحت» در پایان درباره برنامهریزی برای اکران بینالمللی این فیلم هم گفت: من معتقدم «مصلحت» برخلاف برداشتهایی که برخی درباره مصرف داخلی آن دارند، بهدلیل درامپردازی و تکنیک خوبی که دارد، اثری مناسب برای حضور در محافل بینالمللی است. من جزو مدافعان اکران بینالمللی فیلم هستم و در این زمینه تلاش خواهیم کرد تا اتفاقات خوبی در حوزه بینالمللی برای آن رقم بخورد.
این فیلم محصول مشترک سازمان سینمایی سوره و سازمان اوج است. «مصلحت» روایتی از یک پرونده مشکوک و پر رمز و راز است که مصلحت سیاسی نظام، مسیر رسیدگی به آن را با فراز و نشیبهای مختلفی روبهرو میکند. این فیلم اولین ساخته سینمایی حسین دارابی است که برای ساخت آن دیپلم افتخار بهترین کارگردانی فیلم اول را در سی و نهمین جشنواره فیلم فجر دریافت کرد.
فرهاد قائمیان، وحید رهبانی، نازنین فراهانی، مهدی حسینینیا، مجید نوروزی، امیر نوروزی، سهیبانو ذوالقدر و … ترکیب بازیگران اصلی «مصلحت» را تشکیل میدهند.
در خلاصه داستان این فیلم که به موضوعی افشاگرانه در اوایل دهه ۶۰ میپردازد، آمده است: «پسر یکی از مقامات عالیرتبه کشور در یکی از درگیریها مقابل دانشگاه تهران مرتکب قتل میشود، اما پیوند خانوادگی و مصلحت سیاسی کشور، این پرونده مشکوک و پُر رمز و راز را وارد موازنهای پیچیده و سخت میکند …»
منتقد سینما گفت: ما در سینما ترس داریم از آن که چالشهای مربوط به شغلی را نشان دهیم چرا که همیشه نسبت به آن اعتراض شکل میگیرد، در دوران کرونا نیز پرستارانی بودند که از ترس خانواده یا از ترس جان خود حاضر به کار در آن فضا نبودند، اما نمیتوان این چالش طبیعی را به تصویر کشید و فیلمساز به سراغ همان کلیشهها در بازنمایی پرستار میرود.
به گزارش سینمای خانگی از ایرنا، بیش از ۲۰ سال از روزی که پرستاران در اعتراض به فیلم شوکران مقابل وزارت ارشاد تحصن کردند، گذشته است. بیست سالی که در آن قشر پرستار با چالشهای متعددی دست و پنجه نرم کرد اما هیچکدام مورد توجه فیلمسازان قرار نگرفت. مهمترین آن نیز دو سال همهگیری ویروس کرونا بود که حالا و با از سر گرفته شدن روال عادی زندگی، حتی باعث نشده زمزمه ساخت یک فیلم در این باره نیز شنیده شود. اتفاقی که نمیتوان آن را به دلیل اعتراض بیست سال گذشته پرستاران دانست اما می توان اثرات آن را در تمام فیلمسازی این سال ها با محوریت و حضور پرستاران به وضوح مشاهده کرد.
«شوکران» و یک پرستار پرحاشیه
پیش از سال ۱۳۷۸ و ساخته شدن مهم ترین فیلم کارنامه بهروز افخمی یعنی شوکران دو فیلم شیدا و نجات یافتگان با محوریت اهمیت حضور پرستاران در جبهه و آسایشگاه های مجروحین ساخته شدند. این دو فیلم پرستارانی را به تصویر کشیده بودند که همگی در مواجهه مستقیم با مجروحان و سربازان زخمی جنگ بوده و گویی رسالت پرستاران را به حضور در جبهههای جنگ و التیام بخشیدن به زخمهای سربازان در جبهه منحصر میکرد.
اما در سال ۱۳۷۸ و با فیلم شوکران این رویه در زندگی شهری و سالهای پس از جنگ شکل دیگری به خود گرفت و این بار پرستاری را دیدیم که در قامتی خارج از امدادرسان به رزمندگان جنگی به تصویر کشیده شد. هر چند در این فیلم که با اعتراض از سوی پرستاران نیز رو به رو شد، شغل پرستاری همچنان در حاشیه قرار دارد و هیچ پیشبرندگی به قصه نمیدهد.
امیررضا تجویدی در این باره به خبرنگار سینمایی ایرنا گفت: ما در سینما ترس داریم از آن که بخواهیم چالشهای مربوط به شغلی را نشان دهیم چرا که همیشه نسبت به آن اعتراض شکل میگیردما در سینما ترس داریم از آن که بخواهیم چالشهای مربوط به شغلی را نشان دهیم چرا که همیشه نسبت به آن اعتراض شکل میگیرد. پرستاری هم شامل همین میشود. چراکه دیده شده سیر اعتراضاتی شکل گرفته. از این رو فیلمسازان طی قانونی نانوشته تصمیم گرفتند یک تصویر سانتیمانتال مانند شیدا اثر آقای تبریزی از پرستار بسازند. آدمی که سوژه عشقی است و هیچ پیش برندگی ندارد.
تجویدی همچنین با اشاره به اعتراضات شکل گرفته نسبت به شوکران گفت: در فیلم شوکران معضل نمایش پرستار منجر شد که صنف پرستاران از آقای افخمی شکایت کند و نسبت به بازنمایی پرستار در آن فیلم اعتراض شکل بگیرد. درحالیکه تاکید در آن فیلم بر پرستار بودن کاراکتر نیست پرستاری فقط شغل او بود نه آنکه چون پرستار بود چنان شخصیتی داشت.
تجویدی ادامه داد: مسیر در سینمای ایران به سمتی رفته که در شخصیتپردازی تاکیدی روی شغل نداشته باشند.اگر هم شغل کاراکتر اهمیت دارد شغلی باشد که نویسندگان میدانند آن صنف اعتراضی نمیکند و محافظهکارانه و سطحی از کنار آن رد میشوند.
هدیه تهرانی در فیلم شوکران
پرستاری که میخواست مهم باشد اما نبود!
این اتفاق بود که باعث شد تا سال ۱۳۸۷ یعنی حدود یک دهه بعد فیلمی با محوریت پرستاران و حضور آنان در مسیر قصه ساخته نشود. سال ۱۳۸۷ بود که همایون اسعدیان با فیلم طلا و مس هم طعنهای به کمدیهای روز دختر و پسری آن سالها زد و هم با قرار دادن کاراکتر سپیده با بازی سحر دولت شاهی در نقش پرستار در گوشه ای از قصه، سکوت ده ساله سینما را در به تصویر کشیدن پرستاران شکست. البته همچنان الکن بودن زبان سینما در نزدیک شدن به شغل پرستاران به چشم میخورد.
سپیده پرستار بود اما هیچ جایی در قصه دو کاراکتر اصلی نداشت. رفتارهای عجیب و گل درشت او در مقابل کاراکتر روحانی بیش از آنکه باعث شود مخاطب به حجب و حیای شعیبی پی ببرد، باعث میشد نقش سپیده به عنوان یک پرستار در همین اندازه نشان داده شود. کاراکتر سومی که قصد ورود به زندگی یک زوج خوشبخت و عاشق را داشته و تحول نهایی اش نیز قابل پیش بینی است.
جالب آنکه سپیده نیز شخصیتی همچون بیتا در فیلم شوکران را داشت. پرستاری که شغلش هیچ نقشی در رفتارها و زندگیاش نداشت و به عنوان تکمیل کننده پازل عشقی فیلم که البته در آن نیز جای نگرفت، قرار داده شده بود.
احساساتگرایی افراطی، آفت جان پرستاران سینما
سه سال بعد در سال ۱۳۹۰ روزهای زندگی ساخته شد که در آنهنگامه قاضیانی نقش پرستاری را به همراه شوهر پزشکش با بازی حمید فرخ نژاد ایفا کرد. این بار هم فیلمساز بر حضور پرستاران در جبهه و سالهای جنگ تمرکز میکند.
همراهی این دو کاراکتر که تمرکز و پیشبرد قصه را به عهده دارد در این اثر از نکاتی است که نقطه قوتی برای فیلم در مقایسه با پرستاران سینما در سالهای پیشین است. از سوی دیگر اما همچنان پرستاران پای خود را فراتر از جبهه و جنگ نگذاشته و فیلمساز نیز همان ایثار و فداکاری و حضور اخلاقگرایانه پرستاران را بازنمایی میکند.سینماگر بر مفاهیم احساساتبرانگیز در شغل پرستاری تمرکز دارد چراکه چالشهای زندگی شخصی و شغلی پرستار همیشه دچار مناقشه است و به عدهای برمیخورد
تجویدی درباره تمرکز بر این وجه از به تصویر کشیدن پرستاران اشاره کرد: سوژه ها در سینمای ایران دچار سانتی مانتالیسم یا احساسات گرایی افراطی هستند و به دنبال آن هستند که اثر را دچار برانگیختگی احساسی کنند. این میتواند هم در شکل و شمایل کمدی و هم در شکل و شمایل ملودراماتیک باشد که با اشک و گریه همراه است. این منتقد تاکید میکند که ایثار و فداکاری نیز مفاهیم اخلاقی و احساسات برانگیز هستند که در شغل پرستاری به وفور وجود دارد. پس سینماگر به سراغ همین وجه میرود چراکه اگر بخواهد چالشهای زندگی شخصی و شغلی او را به نمایش بگذارد دچار مناقشه میشود و به هر حال به عدهای برمیخورد. اما سینماگر باید این چالش را بپذیرد و وارد آن شود تا درگذر زمان ارزش سینمایی خود را ثابت کند.
سحر دولتشاهی در فیلم طلاومس
سینمای میرکریمی و پرستاری مسئولیت پذیر
پس از این همچنان سینما در به تصویر کشیدن پرستاران به همان تابلوی معروف کودکی که انگشتش را روی بینی اش قرار داده و افراد را دعوت به سکوت میکند، قناعت کرد تا سال ۹۲ که میرکریمی قصه یک زن مسافر را با هنرمندی به زندگی راننده تاکسی و بعد یک پرستار گره میزند. فیلم امروز که در آن شبنم مقدمی نقش پرستار را ایفا میکند، اتفاقی تازه در ساختن یک شمایل ویژه از یک پرستار است.
در این فیلم پرستار به واسطه شغلش ارتباط بین مرد و زن را برای ما تسهیل میکند و شخصیت مرد را بیشتر به ما میشناساند. این پرستار مانند باقی پرستاران بی دلیل در زندگی بیماران دخالت نمیکند، بلکه همان طور که میگوید با تجربه است و این در رفتارش هم مشخص است. مقدمی بیش از آنکه ما را به یاد ایثار و از خود گذشتگی پرستاران بیندازد، مسئولیت پذیری آنان را پر رنگ میکند و باعث میشود در انتها راننده تاکسی با بازی پرویز پرستویی نیز به مسئولیتپذیری در زندگی خود برسد.
این پرستار که اتفاقا تعامل او با دخترش را هم میبینیم، سرسختی و اقتداری دارد که تبدیل به خشم نمیشود و نشان میدهد که یک پرستار نه با احساس فداکاری و روی آوردن به اخلاقیات کلیشه ای سینما بلکه با تکیه بر همان مسئولیتپذیر بودن میتواند تا چه اندازه در مسیر قصه مفید واقع شود.
تجویدی درباره اهمیت پرداخت به همین جزئیات در به تصویر کشیدن شمایل یک پرستار میگوید: در سینمای جهان نیز وقتی درباره ابر قهرمانها فیلم میسازند، بخشی را به کشمشهای درونی ابر قهرمان با خودش اختصاص میدهند. تا جایی که قهرمان راجع به ارزش های خودش دچار شک میشود و همین از او انسان میسازد؛ اما چون نمیتوانیم این را در سینمای ایران نشان دهیم، ترجیحا به سراغ همان تصویر کلیشه ای میرویم که فداکاری کند و همان را دستمایه ساخت آثار خود میکنیم.
بحران بازنمایی کرونا و پرستارانی خارج از کلیشههای فداکارانه
این منتقد به ساخته نشدن اثری درخور درباره مواجهه پرستاران با کرونا اشاره کرد و گفت: نپرداختن به کرونا نیز محافظهکاری است. در حال حاضر نیز سینماگران نمیتوانند فراتر از کلیشهها به این مقوله بپردازند.نپرداختن به کرونا نیز محافظهکاری است. در حال حاضر نیز سینماگران نمیتوانند فراتر از کلیشهها به این مقوله بپردازند.
او ادامه داد: اگر بخواهند درباره کرونا و چالش آن برای پزشکان و پرستاران فیلم بسازند نمیتوانند به این اشاره نکنند که عده ای از ترس خانواده یا از ترس جان خود حاضر به کار در آن فضا نیستند. این چالشی طبیعی است که باید به آن پرداخت اما اگر از این زاویه فیلمی ساخته شود، عده خیلی زیادی به آن ایراد وارد میکنند که چرا مدافعان سلامت را این گونه نشان میدهید. این بحران بازنمایی در سینمای ماست.
فیلم دیگری که در سالهای اخیر کاراکتر فرعی پرستار داشته، خفگی به کارگردانی فریدون جیرانی است. فیلمی با همان ساختار سه ضلعی تکراری فیلم طلا و مس. در اینجا نیز ورود پرستار به فیلم با اختلاف یک زن و شوهر و حضور آنان در بیمارستان رقم میخورد. حضوری که میتوانست در هر مکان دیگری نیز باشد. مکانی که بودنش در فیلم تنها بستری شدن نسیم با بازی پردیس احمدیه را به همراه دارد و کارکرد دیگری در قصه ندارد. همان طور که پرستار بودن صحرا مشرقی، هیچ کمکی به ارتباطش با مسعود با بازی نوید محمد زاده و حتی زن همسایه اش نمیکند. شغلی که انتظار میرفت حداقل در کشتن نسیم کارکرد داشته باشد اما این اتفاق نیز در این فیلم نمی افتد.
پردیس پورعابدینی در فیلم غریب
پرستار «غریب» سینما و آشنای ما
در غریب تازهترین اثر محمدحسین لطیفی اما پرستاری حضور دارد که برخلاف دیگر پرستاران به تصویر کشیده در سینما شغلش محرک روایت میشود و در قصه کار میکند. جایی که یک پرستار با بازیپردیس پورعابدینی برای نجات جان زنی باردار تلاش میکند و اینبار نه در شمایل یک پرستار منفعل که بود و نبود خودش و جایی که در آن کار میکند در فیلم بی تاثیر است، بلکه پیش برنده در بخشی از قصه ظاهر میشود.
به نظر میرسد در اینجا علاوه بر احساس فداکاری و مسئولیت پذیری، جانفشانی نیز به ابعاد شخصیت بازنمایی شده برای پرستاران اضافه میشود. اتفاقی که نه در همه خوانشها از پرستاران و شخصیت آنان، بلکه در تعداد انگشتشماری وجود دارد که به غایت برای سینمای ایران کافی نیست.
تجویدی نیز در نهایت به همین نکته اشاره میکند و تاکید دارد: ما مشکل بازنمایی در سینمای ایران داریم. بازنمایی خوانش واقعیت است؛ یعنی هر چه اتفاق می افتد را همان گونه که هست نشان نمیدهید. وظیفه هنر نیز همین است. لزوما قرار نیست هر چه اتفاق می افتد را عین به عین نشان دهید. سینمای ایران با توجه به مسائلی که گفته شد، تمایلی به بازنمایی ندارد. گویی علاقمند است که هر آنچه تریبونهای رسمی و مسلط به آن اشاره میکنند را به تصویر کشیده و یک سند اجتماعی و تاریخی سطحی نشان دهد.
رئیس شورای سیاستگذاری جشنوراه فیلم عمار گفت: غزه به عنوان جایی که دغدغه اسارت انسان در نظم استکباری موجود در جهان را دارد، وارد جهاد شده و تلاش دارد که نوید بخش یک نظم جدید در جهان باشد. جشنواره عمار نیز موضوع محوری خود را با الهام از سخنان رهبر انقلاب نظم نوین جهانی گذاشته و امروز با مجاهدت مردم فلسطین این اتفاق افتاده است.
به گزارش سینمای خانگی از ایرنا، نشست خبری چهاردهمین جشنواره مردمی فیلم عمار با گرامیداشت یاد شهدای خبرنگار راه بیتالمقدس امروز یکشنبه-۲۸آبان- در موزه هنرهای معاصر فلسطین برگزار شد. این نشست باحضور سهیل اسعد دبیر چهاردهمین جشنواره مردمی فیلم عمار، سعید خورشیدی رئیس شورای سیاست گذاری جشنواره عمار و خالد القدومی نماینده جنبش مقاومت اسلامی حماس در ایران برگزار شد.
خالد القدومی در ابتدای این نشست با اشاره به اثرات مستقیم و غیر مستقیم جنایات رژیم صهیونستی در جهان گفت: در مساله فلسطین، جنگ بین حق و باطل است. اگر چه میدان آن در فلسطین است اما اثرات آن مستقیم و غیرمستقیم منطقهای و جهانی است.
القدومی ادامه داد: مردم فلسطین شهید دادند، خانههایشان تخریب شد اما نمیمیرند چرا که شهیداند و راهشان ادامه دارد.
نماینده جنبش مقاومت اسلامی حماس تاکید کرد: در حال حاضر که تعداد زیادی فلسطینی در طوفان الاقصی به شهادت رسیده اند باید سیاست رسانه ای دشمن را ارزیابی کرد. دشمن یک سیاست رسانه ای محرمانه دارد که حقایق را ممنوع میکند. خبرنگاران منطقه نمیتوانند به آنجا بروند. فقط خبرنگارانی از رسانه های جبهه غرب همچون فاکس نیوز و سی ان ان میرود.
القدومی ادامه داد: کل جهان میگویند ما اصلا کشور یهودی به نام اسرائیل را به رسمیت نمیشناختیم؛ حتی خود آمریکا نیز به این اشاره میکند. امروز میلیونها یهودی آمریکایی برای حمایت از فلسطین به میدان آمده اند.
وی عنوان کرد: ما باید در راه بازسازی یا ساختن روایت، همیشه به سراغ حقایق برویم. اما اسرائیلیها سراغ بازاریابی میروند.
نماینده جنبش مقاومت اسلامی حماس، فلسطینیها را پیروز این جنگ دانست و گفت: امروز روایت فلسطینیها برنده شده نه به دلیل زرنگی و حیله، بلکه انسان درد انسان را میفهمد. حتی دموکرات ها در ایالات متحده آمریکا میگویند ما نمیتوانیم این وضعیت مظلوم کشی را تحمل کنیم.
وی با تاکید بر اهمیت حضور رسانه ها در صحنه برای حمایت از فلسطین گفت: در حال حاضر فقط باید به صحنه بیایید و روایت درست را منتقل کنید.
القدومی با اشاره به سخنان سید حسن نصر الله به دروغگو بودن صیهونیستها تاکید کرد و گفت: سید حسن میگوید که طبق تحقیقات مقاومت متوجه شدیم که در زمان ورود مجاهدین حماس به شهرکهای صیهوینسیتی سربازان رژیم و ارتش رژیم تشویش ایجاد کردند. صدها جنایت در این برهه، توسط خود صهیونیست ها اتفاق افتاده. گزارش پلیس اسرائیلی که منتشر شده نشان میدهد جنگنده اسرائیلی ۳۰۰ شهروند خود را در کنسرت موسیقی کشته. حماس و مقاومت این کار را نکرده اند.
وی در پایان به پیروزی سیاسی و دیپلماسی تاکید کرد و گفت: وقتی رئیس اپوزوسیون صهیونیست ها میگوید جنگ ما علیه فلسطینیها جنگ غیراخلاقی است؛ یعنی پیروزی رقم خورده. پیروزی دیپلماسی نیز وقتی رقم خورد که اسرائیل امروز به سمت انزوای دیپلماسی رفته است. رهبر اسرائیل نمیتواند به پایتختهای دیگر کشورهای اروپایی سفر کند اما امروز رهبران مقاومت در حال طی کردن مسیر موفقیت در دیپلماسی هستند. عنصر آخر نیز پیروزی در سطح روایت است که این تجمع جهانی علیه صیهوینستها اتفاق افتاده.
سعید خورشیدی رئیس شورای سیاستگذاری جشنواره فیلم عمار نیز گفت: این جشنواره از ابتدای شکلگیری به صدا و سیمای مردم سانسور شده و نادیده انگاشته شده در قاب رسانه مسلط تبدیل شد و تلاش کرد مسائل این قشر از مردم که دیده نمیشوند و رسانههای اصلی آن ها را مورد توجه قرار نمیدهند را مورد توجه قرار دهد.
خورشیدی ادامه داد: جشنواره عمار یک تریبون و یک رسانه برای هنرمندان جریان مقاومت است. رسانهای برای جریان هنری مسلط در جهان که از سوی جهان مورد حمایت قرار نمیگیرد.
رئیس شورای سیاست گذاری جشنواره عمار تاکید کرد: امروز غزه به عنوان جایی که اندیشه و دغدغه اسارت انسان در نظم استکباری موجود در جهان را دارد وارد جهاد شده و تلاش دارد که نظم استکباری مسلط را متزلزل کند و نوید بخش یک نظم جدید در جهان باشد.
خورشیدی به موضوع محوری این جشنواره اشاره کرد: جشنواره عمار در ابتدای این دولت موضوع محوری خود را با الهام از سخنان رهبر انقلاب، نظم نوین جهانی گذاشت و امروز شاهدیم با مجاهدت مردم فلسطین این اتفاق افتاده.
وی ادامه داد: جریانات رسانه ای که در اتفاقات اخیر در فلسطین تلاش داشت در مقابل رسانه های سلطه ایستادگی کند، توانست اقتدار این نظام مسلط را متزلزل کند. چنانچه در اروپا شاهدیم که مردم امروز به صحنه آمدند تا از غزه دفاع کنند.
خورشیدی ضمن تبریک به مناسبت میلاد حضرت زینب (س) به سخنان ایشان در واقعه کربلا اشاره کرد و افزود: ایشان فرمودند جز زیبایی ندیدم. اگر امروز مردم با تأسی از این گفتمان به واقعیت زیبای فلسطین نگاه کنند، زیباییهای فلسطین را خواهند دید و ما تکلیف داریم در قاب هنر این زیبایی ها را تصویر کنیم.
رئیس شورای سیاست گذاری جشنواره عمار در پایان گفت: امروز فلسطین به موزه ای برای دیدن جنایات تمدن غرب تبدیل شده و این فرصتی است تا با بازنمایی این واقعیت ها انسان اسیر شده به آزادی برسانند و نوید رهایی بخشی بدهند.
وی همچنین تاکید کرد: جشنواره عمار در دوره های گذشته این افتخار را داشته با همکاری با هنرمندان فلسطینی در غزه هم هفته فیلم و اکران های مردم داشته باشد. امیدواریم با پیروزی مردم فلسطین و غزه شاهد چنین اتفاقاتی در سراسر فلسطین باشیم و هنرمندان فلسطینی بتوانند در کنار هنرمندان مقاومت فعالیت کنند.
در ادامه این نشست سهیل اسعد، دبیر این دوره از جشنواره به انعکاس تصویر ایران در رسانه های غربی اشاره کرد و گفت: تصویری که جمهوری اسلامی ایران در ایران و خارج از کشور دارد انعکاس واقعیت حقیقی ایران نیست. من در سفر اخیر خود به لبنان شنیدم که آنچه از رسانه به عنوان ایران به ما میرسد بیشتر نظامی است؛ یعنی فلان موشک ساخته شده و فلان وسیله نظامی را ساخته اند. دوستان گفتند ما تمایل داریم از بافت فرهنگی ایران مطلع شویم. جشنواره عمار همین کمک را میکند و تنوع و متعدد الابعاد بودنش مهم است.
اسعد ادامه داد: عمار معمولا به عنوان جشنواره انقلاب و هنر انقلاب معرفی میشود. عمار در فضای اقتصاد نمونه ای را معرفی کرده که اقتصاد، محور اول نیست و اصالت ندارد. امکانات جز کوچکی از معادلات هنر و رسانه و سینما در عمار است. اتحاد تولید کنندگان و مخاطبین مهم است. عمار مجالی داده تا مخاطب هم تولیدکننده و هم تماشاگر باشد.
دبیر جشنواره با اشاره به تحولات ایجاد شده توسط عمار گفت: تحول سوم در مفهوم هنر افتاده. آنچه در جشنوارهها مطرح است این است که هنر، تفکر را میسازد و هنر در تفکر موثر است. در عمار این معادله عوض شده و تفکر سازنده هنر است.
وی ادامه داد: یک معادله ای بین حاکمیت و هنر در جهان وجود دارد و آن این است که حاکمیت از هنر به عنوان ابزاری برای تاثیر گذاری در افکار عمومی استفاده میکند. در عمار معادله عوض شد و این مردم هستند که با هنر خودشان در افکار حاکمیت موثر هستند. عمار واسطه ای بین تولید و مصرف را حذف کرده و مجالی را برای ایجاد گفتمان تفکر انتقادی باز کرده و برای تقویت فرهنگ انتقاد پذیری است.
جشنواره مردمی فیلم عمار در دی ماه سال جاری برگزار خواهد شد.
در نام و نشانی او اثری از «عزت»، «خسرو» و «گوهر» نیست که با ترکیب «سینمای ایران» برای خود لقب دست و پا کند اما نقشی دارد که تجسم چهره مصمم و با اراده بازیگری است که حتی در فیلم کمدی – اجتماعی نیز با «قدرت» ظاهر میشود.
به گزارش سینمای خانگی از ایرنا، «خوشبختانه همه فرامرز قریبیان را از گذشته میشناسند و میدانند که اهل صحبتهای حاشیهای نیستم. فیلمهای همچون خاک، گوزنها، صلات ظهر و سایه های بلند باد از جمله آثار سنگین و آبرومند پیش از انقلاب محسوب میشوند که در آنها ایفای نقش کردهام.»
این خود معرفی کوتاه، برای بازیگری که طی ۶۰ سال سابقه فعالیت حرفهای و پر افتخار در سینما، ۸۱ فیلم بازی کرده، مقابل دوربین کارگردانان شاخص رفته، چند فیلم ساخته و جوایز متعدد سینمایی بدست آورده کافی نیست.
لهجه تهرانی و طنین پر قدرت صدا، شناسنامه فرامرز قریبیان است. متولد ۲۷ آبان سال ۱۳۲۰ کوچه آبشار در خیابان ری.
در مدرسه «ترقی» دوره دبستان را سپری کرد و دیپلم خود را از دبیرستان «بدر» گرفت. همان دبیرستانی که مسعود کیمیایی بچه محل و دوست دوران نوجوانی فرامرز قریبیان، در فیلم «گوزنها» از آن استفاده کرد و قرار بود «سید» در ازای دریافت مواد مخدر مجانی از «اصغر دوا فروش»، از شاگردان مدرسه برای او مشتری جور کند.
فرامرز قریبیان از نوجوانی علاقه مند به سینما بود و رفاقت با مسعود کیمیایی، این دو را در مسیری طولانی و مشترک همکاری قرار داد که ابتدای آن «بیگانه بیا» و ختم آن «رئیس» بود.
سال ۱۳۴۷ مسعود کیمیایی نخستین تجربه کارگردانی خود را با فیلم سینمایی «بیگانه بیا» آغاز کرد. «بیگانه بیا» همچنین آغازی برای ورود فرامرز قریبیان به سینما بود. نقش اول فیلم با فشار تهیه کننده به سوپراستار وقت داده شد و فرامرز قریبیان نقش کوتاهی در آن ایفا کرد.
فیلم سینمایی «سفیر»
فرامرز قریبیان در مورد حضور در این فیلم گفته است: «بیگانه بیا» تجربه ای آماتوری بود زیرا در این اثر دستیار مسعود کیمیایی بودم و به خاطر همین همکاری، نقشی کوتاه را در فیلم پذیرفتم.
پس از «بیگانه بیا» برای ادامه تحصیل سینما به آمریکا سفر کرد. قصد داشت در مدرسه سینمایی «آکتورز استودیو» ثبت نام کند اما بدلیل مشغله فراوان کاری، مدرسه ارزان تری برگزید و حدود سه سال رشته بازیگری را در مدرسه ویژوآل آرت سپری کرد.
پس از بازگشت از آمریکا، همکاری فرامرز قریبیان و مسعود کیمیایی وارد دوره جدیدی شد.
فرامرز قریبیان در مورد این همکاری گفته است: پس از بازگشت از آمریکا، مسعود کیمیایی برای فیلم «زخمی ها» از من دعوت کرد، اما این فیلم به سرانجام نرسید و با کیمیایی به فیلم «خاک» رسیدیم که نخستین کار جدی و حرفه ای من در سینما با این فیلم آغاز شد.
بازی در نقش «مصیب» در فیلم «خاک» فرای تجربه اندوزی، به نوعی دستگرمی برای رسیدن به شاه نقش «قدرت» در «گوزنها» بود.
فرامرز قریبیان پس از «صلات ظهر» به کارگردانی سعید مطلبی در سال ۱۳۵۳، با فیلم «گوزنها» ساخته مسعود کیمیایی روی پرده ظاهر شد.
درخشش «گوزنها» و ایفای نقش «قدرت» چریک شهری و ارائه بازی بدون اغراق و زیرپوستی، موقعیت فرامرز قریبیان را در سینما تغییر داد و محبوبیت فراوانی برای او کسب کرد.
فرامرز قریبیان در خاطره ای از «گوزنها» گفته است: همیشه در اوایلی که فیلم بازی میکردم، سرصحنههایی که بازی نداشتم میرفتم. در «گوزنها» و در سکانسی که در پایین شهر گوشت تقسیم میکردند، حضور داشتم. بیاد دارم وقتی در آن سکانس شیشه خودرو را پایین میدادند که گوشتها را بین فقرا تقسیم کنند، مردم چنگ میزدند و به چشم خودم دیدم که دست کسانی که گوشتها را تقسیم میکردند زخم شده بود. این سکانس در منطقه میدان شوش گرفته شد. در آن محل منازلی بود که وقتی باران میآمد پرگل میشدند و از سقف خانه ها آب می چکید.
فرامرز قریبیان که به اذعان خود، دوست نداشته در فیلمفارسی های آن دوران بازی کند، گزیده کاری را برگزید و با وجود پیشنهادهای فراوان در سال ۱۳۵۴ و ۱۳۵۵ به ترتیب در فیلم های «وقتی که آسمان بشکافد» و «چشمانتظار» بازی کرد.
اما سال ۱۳۵۵، سومین همکاری قریبیان با مسعود کیمیایی در «غزل» رقم خورد. پرونده حرفهای فرامرز قریبیان در قبل از انقلاب اسلامی با بازی در فیلم «سایههای بلند باد» به کارگردانی بهمن فرمان آرا بسته شد.
بهمن فرمانآرا در کنار فرامرز قریبیان
قریبیان که تجربه بازی در ۱۲ فیلم سینمایی را در پیش از انقلاب داشت، بهترین گزینه فریبرز صالح برای ایفای نقش «قیس ابن مسهر» در فیلم «سفیر» بود و با این اثر، نخستین فعالیت بازیگری قریبیان پس از انقلاب آغاز شد.
وی درباره حضور در فیلم «سفیر» گفته است: پس از انقلاب به مدت دو سال ونیم سینماها تعطیل شد و مجددا به آمریکا رفتم و پس از راه افتادن سینما به کشور بازگشتم و با بازی در فیلم سینمایی «سفیر» کار خود را آغاز کردم. در فیلم «سفیر» پلانی مربوط به گردن زدن وجود داشت. برداشت این پلان بسیار مشکل بود و فیلمبرداری آن ۱۵ روز طول کشید. «سفیر» فیلم خوش ساختی است، اما فینال آن را دوست نداشتم زیرا معتقدم یک اثر سینمایی نباید مطابق اصل قصه ساخته شود. به عنوان نمونه همه میدانیم که «اسپارتاکوس» در جنگ کشته میشود اما «دالتون ترومبو» در نسخه سینمایی که «استنلی کوبریک» ساخت، پایان شگفت انگیز و زیبایی خلق میکند.
پس از «سفیر»، فرامرز قریبیان از سال ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۶ در ۱۱ فیلم شامل «پرونده»، «سناتور»، «پایگاه جهنمی»، «ریشه در خون»، «آوار»، «گردباد»، «سمندر»، «گمشده»، «ترن»، »کمینگاه» و «کانی مانگا» بازی و با کارگردانانی از جمله مهدی صباغ زاده، اکبر صادقی، محمود کوشان، سیروس الوند، سیروس تسلیمی، امیر قویدل و مرحوم سیف الله داد در ژانرهای دفاع مقدس، ملودرام و حادثه ای همکاری کرد.
«کانی مانگا» به کارگردانی مرحوم سیف الله داد یکی از فیلم های تحسین شده در ژانر دفاع مقدس است و برای فرامرز قریبیان یک بار دیگر فرصت حضور در فیلم دفاع مقدسی را پس از «پایگاه جهنمی» فراهم کرد.
فرامرز قریبیان درمورد علت موفقیت «کانی مانگا» در جذب مخاطب گفته است: این فیلم داستانی جاسوسی و ساختار معمایی داشت. در کنار این ساختار، صحنههای اکشن نیز به موفقیت کار کمک کرد و فکر میکنم همه اینها با هم منجر به اشتیاق و هیجان مردم برای تماشای این فیلم شد.
دهه ۷۰ شمسی، دوره پرکار فرامرز قریبیان بود و در این دهه در ۲۶ فیلم بازی و یک فیلم کارگردانی کرد.
«دو نفر و نصفی» ساخته یدالله صمدی محصول ۱۳۷۰، اولین و آخرین فیلم طنز اجتماعی بود که قریبیان در آن ایفای نقش کرد و اما با وجود پارتنر طنازی مانند علیرضا خمسه، ثابت شد که چهره تراش خورده او برای ایفای نقش های مردان مصمم و با اراده، برای بازی در چنین آثاری خلق نشده است.
در همین سال، همکاری دگر بار فرامرز قریبیان با کیمیایی، ساخت فیلم «رد پای گرگ» شد. فیلمی با دیالوگ های عالی و همان تم های همیشگی کیمیایی؛ رفاقت، خیانت، انتقام … . فرامرز قریبیان در «رد پای گرگ» در نقش «رضا» و تکرار همان شخصیت با صلابت و با اراده، با سکانسی بی نظیر اسب سواری در خیابان های تهران ظاهر شد.
پوستر فیلم سینمایی «رد پای گرگ»
سال ۱۳۷۱ در کنار جمشید هاشمپور، در نخستین تجربه فیلمسازی فرامرز صدیقی به نام «طعمه»، به عنوان اثری پلیسی حضور یافت.
دومین همکاری قریبیان و هاشم پور سال ۱۳۷۲ با فیلم اکشن حادثه ای «آخرین خون» رقم خورد و قریبیان پا به پای هاشمپور که دگر بار لباس بلوچی که «زینال بندری» فیلم «تاراج» را تداعی می کرد، درخشید.
قریبیان در مورد حضور در فیلم های اکشن گفته است: در آن سالها از فیلمهای اکشن استقبال زیادی میشد و معمولا از من یا جمشید هاشمپور برای ایفای نقشها در فیلم دعوت به عمل میآمد.
فرامرز قریبیان دهه ۸۰ شمسی را با دو فیلم «رقص در غبار»(۱۳۸۱) و «شهر زیبا» (۱۳۸۲) به کارگردانی اصغر فرهادی آغاز کرد.
وی در مورد همکاری با فرهادی گفته است: از سال ها پیش با جوانان راه میآمدم و چنانچه فیلمنامهها را میپسندیدم، به آنها کمک و کار می کردم. این اتفاق در دو فیلم اول اصغر فرهادی بوجود آمد و من پیش از این حتی سریال های او را ندیده بودم. وقتی بازی در «رقص در غبار» به من پیشنهاد شد، تشخیص دادم که اصغر فرهادی به این حرفه آگاه است و با وجود کوتاه بودن نقش، در این اثر بازی کردم.
فرامرز قریبیان همچنین در این دهه سنت شکنی کرد و در چهار مجموعه تلویزیونی «روز حسرت» و «آخرین دعوت»(۱۳۸۷)، «پس از سالها»(۱۳۸۷) و «باغ شیشه ای»(۱۳۸۸) به ایفای نقش پرداخت.
وی در مورد بازی در سریال تلویزیونی گفته است: سریالهایی بازی کردم تا بتوانم بودجه مورد نظر تولید فیلم «گناهکاران» را تامین کنم؛ بازیگر سریال نبودم، اما در سریال بازی کردم تا فیلمی مستقل بسازم.
دهه ۹۰ شمسی برای فرامرز قریبیان، فصل کم کاری بود و بازی و کارگردانی یک فیلم سینمایی، ایفای نقش در دو مجموعه تلویزیونی و با بازی در سه فیلم پایان یافت.
«خروج»(۱۳۸۹) به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا، آخرین فیلمی بود که فرامرز قریبیان در آن ایفای نقش کرد. وی در «خروج» افزون بر بازی زیرپوستی، سکوت را به اکت خود اضافه کرد و یکی از بهترین بازی های خود را ارائه داد.
اما «خروج» یک حاشیه بزرگ داشت. این فیلم سال ۱۳۹۸ و در سی وهشتمین جشنواره فیلم فجر به نمایش در آمد اما اعلام خداحافظی فرامرز قریبیان از بازیگری در نشست خبری فیلم، همه را بهت زده کرد.
فرامرز قریبیان و ابرایهم حاتمیکیا در نشست خبری فیلم سینمایی «خروج»
فرامرز قریبیان در این نشست خبری در مورد علت اعلام خداحافظی از بازیگری گفته بود: دیگر حوصله غرض ورزی مسئولان سینمایی را ندارم. بعد از فیلم «گناهکاران» در جشنواره شرکت نکردم. در هفت سال اخیر هیچ فیلمنامهای را قبول نکردم. دلم میخواست با یک فیلمنامه خاص کارم را خاتمه دهم. این آخرین فیلم من است و میخواهم از سینما خداحافظی کنم.
ابراهیم حاتمیکیا نیز که در این نشست حضور داشت، فاصله گرفتن قهرآمیز قریبیان از سینما را غمانگیز دانست و ابراز امیدواری که این حرف خیلی جدی نباشد زیرا حضور وی برای جوانان درس است و میتواند نکات و راههای جدید به آنها نشان دهد.
جوایزی که قریبیان از سینما گرفت
قریبیان بازیگری باسواد است و هوش بسیار بالایی در بازیگری دارد. وی در مورد شیوه بازیگری خود گفته است: تکنیک من در بازیگری «متد اکتینگ»(بازی شیوه دار) است. من به مدرسه «اکتورز استودیو» نرفتم، اما از تکنیک تعلیمی این مدرسه استفاده کردم. شاید اعتنا به همین شیوع بازیگری، سبب رساندن قریبیان به جایگاه بی بدیلی در سینما شده است.
بازی فرامرز قریبیان از همان ابتدای کار با تحسین روبرو شد. سال ۱۳۵۲ برای بازی در فیلم «خاک» جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل بزرگترین جشنواره سینمایی وقت را گرفت.
سال ۱۳۶۶، ۱۳۷۱ و ۱۳۷۸ به ترتیب برای ایفای نقش در فیلم «ترن»، «بندر مه آلود» و «مرد بارانی» جایزه بهترین بازیگر مرد از سه دوره جشنواره فیلم فجر را دریافت کرد.
برای بازی در فیلم «رقص در غبار» در ۱۳۸۲ موفق به کسب جایزه بهترین بازیگر مرد از جشن خانه سینما شد.
فرامرز قریبیان جوایزی نیز از جشنواره های بین المللی در کارنامه دارد. وی سال ۲۰۰۳ از جشنواره فیلم آسیا پاسیفیک و جشنواره بینالمللی فیلم مسکو برای بازی در «رقص در غبار» جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را گرفت.
سال ۲۰۰۴ نیز از برای فیلم «شهر زیبا» جایزه ویژه هیئت جشنواره بین المللی فیلم را کسب کرد و با «چشمایش» جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره بینالمللی فیلم حراره را از آن خود کرد.
کلینت ایستوود، الگوی قریبیان در کارگردانی
قریبیان طی مدت فعالیت در سینما، چهار فیلم شامل «جدال در تاسوکی»(۱۳۶۵)، «قانون»(۱۳۷۴)، «چشم هایش»(۱۳۷۸) و گناهکاران(۱۳۹۰) را کارگردانی کرده است. به جز «جدال در تاسوکی»، در سه فیلم دیگر افزون بر کارگردانی با عنوان بازیگر نیز حضور داشته است.
وی در مورد دغدغه خود برای کارگردانی گفته است: برخی بازیگران در دنیا پس از پا به سن گذاشتن، نقش های فرعی نیز بازی می کنند، اما شخصا دوست ندارم بازیگر نقش های فرعی باشم، از این رو تصمیم گرفتم به کارگردانی و تهیه کنندگی بپردازم. به علت علاقه ای که به سینما دارم به سمت کارگردانی آمدم که مبادا به دلیل کهولت سن مجبور باشم هر نقشی را بازی کنم.
قریبیان همچنین گفته است: خیلی از بازیگران دست به کارگردانی زدند و موفق شدند؛ یکی از الگوهای من برای ورود به عرصه کارگردانی «کلینت ایستوود» بود؛ این بازیگر در سال های پیش دست به کارگردانی زد و خود نیز در آنها بازی می کرد و در اوایل هم فیلم های خوبی نساخت اما با فیلم «نابخشوده» اسکار بهترین کارگردانی را دریافت کرد.
قریبیان و کیمیایی، ۷ همکاری مشترک
از راست: فرامرز قریبیان مسعود کیمیایی و آیدن آغداشلو
قریبیان در فیلم «بیگانه بیا»(۱۳۴۷)، «خاک»(۱۳۵۲)، «گوزنها»(۱۳۵۳)، «غزل»(۱۳۵۵)، «رد پای گرگ»(۱۳۷۰)، «تجارت»(۱۳۷۳) و «رئیس»(۱۳۸۵) به کارگردانی کیمیایی بازی کرده است.
کیمیایی همواره از قریبیان به عنوان بازیگر محبوب خود یاد کرده و گفته او از رابرت دنیرو هم بهتر است.
قریبیان هم در مورد همکاری دیرپای خود با کیمیایی گفته است: سابقه همکاری من با مسعود کیمیایی به فیلم «بیگانه بیا» باز می گردد. در این اثر نقش کوتاهی داشتم و پس از بازی در آن به آمریکا رفتم، زیرا نوع فیلم هایی که در آن زمان ساخته می شد را نمی پسندیدم. در آن زمان فیلمسازانی همچون مسعود کیمیایی و داریوش مهرجویی تازه شروع به کار کرده بودند. مهرجویی و جنس فیلم های او متناسب من نبود و او هرگز به سراغ من نمی آمد و به این موضوع کاملا آگاه بودم. پس فقط مسعود کیمیایی می ماند که در آن شرایط باید منتظر می ماندم تا او فیلمی بسازد و از من در فیلم خود استفاده کند.
وی همچنین گفته است: کیمیایی فیلمسازی است که راهی را در سینمای ایران باز کرد تا بعدها یک عدهای دیگر آن را ادامه دهند. سینمای ایران با او پیشرفت کرد و ما با هم همکاری داشتیم. بعد از انقلاب این همکاری کمتر شد البته در «رد پای گرگ»، «تجارت» و «رئیس» بازی کردم و همچنان معتقدم کیمیایی حق زیادی به گردن سینمای ایران دارد.
فرامرز قربیبان مرداد سال ۱۳۹۹ نیز در یادداشتی که مناسبت هفتم مرداد سالروز تولد مسعود کیمیایی در یکی از نشریات منتشر کرد، ضمن تبریک این روز به وی نوشته است: من و مسعود کیمیایی از ۹ سالگی با هم بزرگ شدیم و با هم رفیقیم و به تمام علائق و اندیشهها و تفکرات هم آشناییم. چون در یک محله، یک کوچه و خیابان زندگی میکردیم. کار در سینما را با مسعود شروع کردم؛ او نقشهای خوب و ماندگاری در فیلمهایش به من محول میکرد. از فیلم خاک و گوزنها و ردپای گرگ گرفته تا تجارت حتی رییس فیلمهایی بودند که فیلمنامه و شخصیتهایش را دوست داشتم و نقشهایی که بر عهده من گذاشته بود با روحیه من همخوانی داشت، ولی پر واضح است که فیلم گوزنها و نقشم در این فیلم (قدرت) را بیشتر از شخصیتهای دیگری که با او کار کردم، دوست دارم.
وی در این نامه همچنین با اشاره به ابراز علاقه برای بازی در نقش های معترض، بازگشت به سینما بعد از حافظی در سال ۱۳۹۸ را منوط به دعوت مسعود کیمیایی از وی برای یک نقش اعتراضی عنوان و تصریح کرده است: اساسا نقشهای معترض را دوست دارم. با اینکه در جشنواره فجر اعلام بازنشستگی کردم (نمیدانم درست بود یا نه چون من حرف دلم را میزنم) ولی اگر دوباره مسعود به من نقش اعتراضی بدهد با جان و دل برایش بازی میکنم. ولی به طور کل نقش اعتراضی با روحیه من همخوانی دارد و بازی خواهم کرد. البته بگویم که نهتنها من فیلم گوزنها را دوست دارم که این فیلم بارها و بارها از جانب منتقدان بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران شناخته شد برای اینکه جایگاه والایی در سینمای ایران دارد.
رابرت دنیرو نیستم
فرامرز قریبیان در کنار پسرش سام قریبیان
فرامرز قریبیان همچنین از اینکه با رابرت دنیرو مقایسه شود، راضی نیست و در این باره گفته است: برخی از من به عنوان «رابرت دنیرو» سینمای ایران نام می برند، البته این نظر من نیست. من ایران متولد شدم و رابرت دنیرو در آمریکا متولد شده است. او فیلم های بزرگ با کارگردانان بزرگ همچون «مارتین اسکورسیزی» کار کرده است. اما ناگفته نماند بسیاری از فیلم هایی که رابرت دنیرو بازی کرده درخور توجه نبوده و فقط برای دستمزد در آنها بازی کرده است. البته دلیلی ندارد همه فیلم های یک بازیگر خوب باشد. جوان تر که بودم فیلم هایی را بازی می کردم که می دانستم آثار خوبی نمی شود اما برای حضور در سینما در آنها بازی کردم و نیز باید زندگی خود را می گذراندم.
فرامرز قریبیان با اینکه خود یک برند در بازیگری است، نظر متفاوتی در مورد «سوپراستار» در سینما دارد.
وی در این باره گفته است: خلق سوپراستار در سینما در اختیار کسی نیست. سوپراستار خود به خود در سینما بوجود می آید و وقتی مردم یک بازیگر را دوست داشته باشند او به سوپراستار تبدیل می شود. سوپراستار در اثر فیلم هایی که بازی می کند به این جایگاه می رسد؛ فیلم های بسیاری در سینمای دنیا وجود دارد که به وجود سوپراستارها نفروخته اند و از طرفی فیلم هایی بدون حضور سوپراستارها فروش خوبی داشته اند و به عنوان نمونه در فیلم سینمایی «تایتانیک» این موضوع کاملا مشهود است. پیش از اینکه دست به کارگردانی بزنم و در زمان بازیگری، معتقد بودم که فروش فیلم ربطی به بازیگر ندارد و فیلمنامه، ساخت و انتخاب درست بازیگران است که در جذب مخاطبان اثر دارد.
به هر روی این بازیگر کهنه کار، نگاهی نیز به جوانان دارد و معتقد است سینما را باید به آنها سپرد اما توصیه های هم برای جوانان دارد.
وی گفته است: حرفه سینما متعلق به جوانان است البته این به این معنا نیست که باید پیشکسوتان را کنار گذاشت. در کشورهای پیشرفته این حرفه به حدی ارزش دارد که میلیون ها جوان سراغ آن می روند و بسیاری از آنان نیز پشت در استودیوها می مانند.
فرامرز به جوانان علاقهمند به بازیگری نیز توصیه کرده است: بازیگری راه دشواری دارد و اگر عشق وجود داشته باشد، حتما علاقه مندان به بازیگری به نتیجه می رسند. رفتن به آموزشگاه های سینمایی به تنهایی چیزی را حل نمی کند و این موضوع باید با عشق همراه باشد. همیشه از کلاس درس فراری بودم و اکنون نیز این روحیه را دارم، از این رو دنبال برگزاری دوره های آموزشی نبوده ام زیرا بلد نیستم در عرصه بازیگری تدریس کنم.
چندی پیش فرامرز قریبیان برای رفع شائبه که مرتبط با بازگشت وی به سینما پیش آمده بود، خداحافظی از سینما را بهترین کار زندگی خود عنوان کرده بود.
گرچه این نشان می دهد فرامرز قریبیان از تصمیم خود باز نخواهد گشت، اما نباید فراموش کرد، ردی از او در تاریخ سینمای کشور مانده که قابل پاک شدن نیست.
فرامرز قریبیان چه به روی پرده باشد و چه نباشد یک برند معتبر در سینمای ایران باقی خواهد ماند. بازیگری که با نقش «قدرت» در «گوزنها» درخشید و پس از «خروج» با «قدرت» از سینما خداحافظی کرد.
تیزر جدید بخش «فیلمِما» چهاردهمین جشنواره مردمی فیلم عمار با محوریت روایت همبستگی با مردم فلسطین منتشر شد.
به گزارش سینمای خانگی از ایرنا، تیزر جدید بخش فیلم ما چهاردهمین جشنواره مردمی فیلم عمار با گفتارهایی از نفیسه سادات موسوی، محمد انصاری، علیرضا دبیر، مهران رجبی، حبیب احمدزاده، محمدمهدی سیار، سرباز روح الله رضوی و حجت الاسلام پناهیان با محوریت روایت همبستگی با مردم فلسطین منتشر شد.
فلسطینِما حرکتی است که نوجوانان میتوانند با شرکت در آن، همراهی ملت ایران در حمایت از مردم مقتدر و مظلوم غزه را انعکاس داده و همچنین جنایات رژیم صهیونیستی را محکومسازند.
کشور ما نیازمند یک نهضت تولید محتوای مردمی در جهت حمایت از مردمان مقتدر و مظلوم فلسطینی است؛ مخصوصا در این روزها و پس از عملیات طوفانالاقصی که فلسطینیان شاهد سختترین حملات از سوی رژیم صهیونیستی هستند.
علاقمندان میتوانند با دوربین تصویربرداری خانگی یا گوشی همراه، از سوژههای اطراف خود فیلم بگیرند و در ۹ محور با ارسال آثار خود از مردم ستم دیده فلسطین حماتی کنند.
روایت کُنشهای امت اسلامی در حمایت از مردم فلسطین، قصه گویی برای کودکان فلسطین، قصه گویی تاریخ و ماجرای فلسطین برای کودکان ایرانی، شعرخوانی و دکلمه خوانی درباره حماسه مقاومت مردم فلسطین، تجسم جهان بدون اسرائیل، رجزخوانی در برابر اشغالگران، پیام دانشآموزان ایرانی به مردم غزه، گزارش خبری روز آزادی قدس و شرح قاب محورهای این بخش از جشنواره هستند.
علاقمندان برای ارسال آثار به این بخش از جشنواره باید فیلمبرداری را با یک دوربین یا گوشی موبایل انجام دهند. دوربین باید بهصورت صاف و تراز نگه داشته شده و بدون توجیه منطقی، از نماهای کج و غیرمتعارف استفاده نشود. حداکثر زمان ۵ دقیقه برای هر ویدیو قابل قبول میباشد.
همچنین تصویر سوژه اصلی، حتماً واضح بوده و تار نباشد. مهلت ارسال آثار به این بخش از جشنواره تا ۱۰ آذرماه ۱۴۰۲ ادامه دارد.
رئیس سازمان سینمایی حوزه هنری(سوره) با بیان اینکه تمامی ۶ اثر این سازمان برای جشنواره فیلم فجر خواهد رسید، گفت: سه کار هم اینک در نیمه دوم تولید خود قرار دارند، تولید اثر پویانمایی هم تقریبا تمام شده و مراحل نهایی صداگذاری را پشت سر میگذارد.
به گزارش سینمای خانگی، حمیدرضا جعفریان در گفت وگو با خبرنگار سینمایی ایرنا اظهار داشت: یکی از تولیدات مرکز سوره در مرحله پس از تولید و اثری دیگر نیز در اوایل تولید است و تصویربرداری این اثر هم که زمان تولید کوتاه تری دارد به همراه دیگر آثار در آذرماه تمام میشود.
توکل ما بر خداست
وی افزود: این که کارها چقدر خوب شدند و یا میشوند و میزان استقبال از آنها چقدر خواهد بود، توکل ما بر خداست و هم اینکه دیگران باید قضاوت کنند.
جعفریان همچنین در این باره که سوره چقدر در دور آتی جشنواره فیلم فجر برد خواهد داشت؟ گفت: در هدفگذاری که از ابتدای این دوره جدید (۱۳۹۹) داشتیم و با برنامهریزیهایی که به طور خاص برای امسال داشتیم، تمرکز ما بر این بود که با تنوع ژانر و محصول در حوزههای مختلف اعم از دفاع مقدس، اجتماعی، تاریخی، آثاری برای مخاطبان متفاوت و همچنین حوزه مخاطب کودک و نوجوان داشته باشیم تا با آنها بتوانند ارتباط برقرار کنند و اینکه در چینش موضوعات، سیاستها و فیلمسازهایی که با آنها همکاری میکنیم تنوعی وجود داشته باشد.
وی افزود: تلاش کردیم هم فیلمسازهای جوان و هم حرفهایترها و کارکشتههای سینما و هم فیلمهای با بودجه پایین و فیلمهای با پروداکشن بالا به جشنواره راه یابند تا هم با تنوعی از این جنس، به غیر از امسال، برای سبد اکران سال بعد نیز این تنوع را بتوانیم داشته باشیم و هم اینکه در جشنواره ممکن است ذائقههای مختلفی بین داوران و اهالی سینما وجود داشته باشد.
جعفریان درباره حمایت سازمانهای مختلف از فیلمسازی از جمله سازمان برنامه و بودجه و تبلیغات اسلامی و این که حوزه فیلمسازی در انتهای دولت سیزدهم چه رونقی را شاهد خواهد بود؟ گفت: اتفاقهای خوبی افتاده است. یکی از سیاستهایی که ما در تولید پیگیری میکنیم این است که در عین حفظ کیفیت و شاخص بودن آثار و جذابیت آنها برای مخاطب و حرفه ای بودن، در تعداد هم جهشی را در سازمان سینمایی سوره داشته باشیم.
یکی از موانع اصلی ما در سالهای گذشته منابع مالی بود که در این دو سه سال بویژه امسال اتفاق خوبی را در مشارکت رقم زدیم
رئیس سازمان سینمایی سوره اظهار داشت: یکی از موانع اصلی ما در سالهای گذشته منابع مالی بود که در این دو سه سال بویژه امسال اتفاق خوبی را در مشارکت رقم زدیم. همکاری و همافزایی با دستگاهها و نهادهای مشابه خود مانند بنیاد فارابی و سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان داشتیم که این کانون نیز به تازگی در فضای تولید فعالتر شده است.
وی خاطرنشان کرد: در بخش خصوصی هم نهادهایی را همراه کردیم. این همافزایی و همکاری از مولفههایی است که منجر به تولید آثار بیشتر و رونق میشود.
جعفریان در ارزیابی خود از جشنواره فیلم فجر امسال گفت: در اکران فیلمها از ابتدای امسال اوضاع خوب بوده است اما برای این که اگر بخواهیم نقادانه مطرح کنیم مقداری در چینش فیلمها و تنوع باید تجدید نظر شود تا دیگر فیلمها هم بیشتر دیده شوند، تک ژانری وجود نداشته باشد و عدالتی در توزیع برقرار شود.
جشنواره امسال خیلی پررونق خواهد بود
وی افزود: در سوره تلاش میکنیم این کار را انجام دهیم تا در صاحبان آثاری که در زمره دو سه فیلم پرفروش اول نیستند احساس خسران و بیتوجهی وجود نداشته باشد. چون سانس دادن و تعداد سالنهایی که در اختیار فیلمها قرار می گیرد در فروش موثر است.
جعفریان گفت: ممکن است فیلمی فروش زیادی داشته باشد و هر چه سانس بدهند باز هم دیده شود اما این که صرفا به دو سه فیلم مشابه هم توجه شود در بلند مدت به ضرر سینماست. در این سالها فیلم های خوبی تولید شده و جشنواره امسال خیلی پررونق خواهد بود و این مسئولیت ما را در فضای توزیع و نمایش در سالهای بعد سختتر میکند و باید این عدالت را بیشتر برقرار کنیم.
به گزارش پایگاه خبری سینمای خانگی_دفتراصفهان، به نقل از روابط عمومی صداوسیمای استان اصفهان در نخستین جشنواره ملی رادیویی صدای شهر چندین بخش در نظر گرفته شده بود که در بخش حرفه ای، برنامه سازان در پنج قالب «نمایش کوتاه»، «مینی فیچر»، «برنامه کوتاه شامل متن و گزارش»، «psa»، «آنونس های آگاهی بخش» و در بخش مردمی در 4 قالب «پادکست»، «متن طنز»، «داستانک» و «عکاسی» در جشنواره حاضر شدند که نامزدهای این جشنواره براساس اعلام کمیته داوران به شرح زیر است: بخش حرفه ای: – هانیه پیرامی با اثر سیاه چرخان از مرکز خراسان جنوبی – محمد صادق آزادی با اثر زنگ انشاء از مرکز کهگیلویه و بویراحمد – روح الله رفیعی با اثر آقای موتور سوار از مرکز اصفهان – مسعود خسروی با اثر فلزات قاتل از مرکز کیش – فاطمه پیری با اثر رانندگی خانوما از مرکز آذربایجان شرقی – کامبیز پرواز با اثر پیک بهداشت از مرکز کرمان – لیلا عسگری با اثر خشم از مرکز اصفهان – عقیله پاک با اثر درخت نشان از مرکز خراسان جنوبی – ناهید سعادتی با اثر به شما نزدیک تر است از مرکز آذربایجان شرقی – سهیلا ایزدی با اثر خوشرویی از مرکز کرمانشاه – محمد چگینی با اثر هزار و یک از مرکز کیش – مسعود حسنی با اثر درخت زندگی از مرکز خراسان جنوبی – بردیا هاشمی نژاد با اثر پپسی تگری از مرکز بوشهر – شهرام میکائیلی با اثر نفس یک شهر از مرکز مهاباد – محمد جواد هاشمی نیا با اثر یک سه هفت از مرکز کیش – بهداد مرادی با اثر پسماند بفرمایید از مرکز کردستان – نازنین میرفندرسکی با اثر انفاق لبخند از مرکز گلستان – فاطمه برهانی با اثر قاتل زیر جثه از مرکز خراسان جنوبی – پویا الهامی با اثر حق من از مرکز اصفهان – تلناز سکز با اثر خش خش از مرکز خوزستان – هاله فرشاد با اثر خشکاله از مرکز آذربایجان شرقی – محمد مهدی محمدیان با اثر سه رقم مزاحمت از مرکز بوشهر – سیف الله صادقی با اثر منو بزنید از مرکز گلستان – محمود ترابی با اثر احترام به سالمندان از مرکز اصفهان – احترام امیدیان با اثر سرساعت از مرکز سمنان – سهیلا ایزدی با اثر ساز کوک از مرکز کرمانشاه بخش مردمی – ایمان فتحی با اثر دوچرخه از اهواز – ملیحه طالبی با اثر 137 از اصفهان – شاهین بهرام نژاد با اثر بی بی مریم از بوشهر – آرش سلطان آبادی با اثر انتخاب از اصفهان – وحید حاج سعیدی با اثر پنجره دانایی از علی آباد کتول – مهدی آمن با اثر عکس از قم – نرگس صادقیان با اثر اسکاجیا از اصفهان – منصوره عسگری دشت بیاض با اثر تندیس از بیرجند – حامد غلامی با اثر عکس از زاهدانلازم به ذکر است کمیته داوران همگی از اساتید برنامه سازی و معاونت امور استانهای سازمان صداوسیما بوده، همچنین مراسم اختتامیه این جشنواره با حضور برگزیدگان و هنرمندان مطرح و همچنین مردم و علاقه مندان به رادیو اواسط آذرماه ۱۴۰۲ برگزار خواهد شد
سینماها طی روز گذشته پذیرای ۲۸۲ هزار مخاطب بودند که این تعداد مخاطب طی ۴ سال اخیر رقم نخورده بود.
به گزارش سینمای خانگی از ایرنا، همانگونه که انتظار میرفت، رکورد فروش روزانه سینمای ایران، برای چندمین بار طی هفتههای اخیر شکسته شد تا اینبار پرمخاطبترین روز سینمایی ۴ سال اخیر کشور به ثبت برسد.
تا پیش از این، رکوردها، دایرمدار دوران پساکرونایی بود اما با رکوردی که طی شبانهروز گذشته به ثبت رسید، سینماها حتی رکورد فروش روزانه سال ۹۸ را نیز شکستند تا سهشنبه ۲۳ آبانماه ۱۴۰۲، به پرمخاطبترین روز سینمایی ۴ سال اخیر تبدیل شود.
طی روزهای آتی و با تداوم افتخارآفرینی هتل و بچه زرنگ، فیلمهای اجتماعی نیز روی دور استقبال قرار خواهند گرفتطی روز گذشته، ۲۸۲ هزار نفر به سینما رفتند. برای این تعداد مخاطب، ۳۲۸۱ سانس تعریف شد و گیشه نیز به عدد ۷ میلیارد و ۳۳۸ میلیون تومان رسید. رکوردی که البته کاملا قابلتوقع بود و اکنون انتظار میرود تا طی یک تا دو هفته آینده، این تعداد مخاطب، مرز ۳۰۰ هزار نفر را نیز درنوردد. اتفاقی که با توجه به حال خوب این روزهای سینمای ایران، کاملا دستیافتنی و در دسترس خواهد بود.
طی شبانه روز گذشته، هتل، بهعنوان پرمخاطبترین فیلم شناخته شد. ساخته مسعود اطیابی موفق شد تا با جذب ۱۵۴ هزار مخاطب، ۴ میلیارد و ۲۹ میلیون تومان بفروشد. با این آمار، هتل برای چندمینبار، با گذر از رکورد مخاطبان روزانه فیلم مطرب، پس از هزارپا، به دومین فیلم یک دهه اخیر سینماهای کشور تبدیل میشود که توانسته طی یک روز، این میزان مخاطب را به سینما بکشاند.
رکورد فروش روزانه یک دهه اخیر سینماها، به فیلم هزارپا با ۱۶۰ هزار مخاطب اختصاص دارد. رکوردی که هتل، تا رسیدن به آن، فاصلهای ندارد و میتواند طی هفتههای آتی، این رکورد را نیز به نام خود ثبت کند.
فیلم سینمایی هتل
بچه زرنگ در ادامه افتخارآفرینیهای خود، موفق شد تا با جذب ۴۴ هزار نفر، به دومین فیلم پرمخاطب روز گذشته تبدیل شود. این انیمیشن تنها طی روز گذشته، ۱ میلیارد و ۵۳ میلیون تومان فروش داشته است.
فسیل، با پایان یافتن هشتمین ماه اکرانش، همچنان با اقبال خوبی از جانب مخاطب مواجه است. فیلم کریم امینی، دیروز، ۲۵ هزار نفر را به سینما کشاند و موفق شد تا با گیشه ۶۵۹ میلیونی، به سومین فیلم پرمخاطب روز گذشته تبدیل شود.
گیجگاه نیز ۱۷ هزار مخاطب داشت و ۴۵۲ میلیون تومان دشت کرد تا نخستین ساخته عادل تبریزی، پرچمدار استقبال مردمی در میان آثار تازه به نمایش درآمده باشد.
عامهپسند نیز ۹۲۰۰ مخاطب داشت و توانست ۲۶۴ میلیون تومان بفروشد. فیلم سهیل بیرقی قطعا برای هفتههای آینده، به جایگاه بالاتری در جدول فروش خواهد رسید.
فیلم سینمایی عامهپسند
نارگیل ۲، حدود ۸ صبح، شهر هرت، جنگل پرتقال، سرهنگ ثریا، اختالرضا، هولیا، ستارهبازی و آهو، ترکیب دیگر فیلمهای پراستقبال روز گذشته را تشکیل میدهند.
از صبح امروز، کمدی جوجهتیغی به روی پرده رفته است که این فیلم نیز میتواند مخاطبان بسیاری را به سینماها بکشاند. ترکیب فیلمهای روی پرده، گواه مناسبی برای آینده روشن گیشه است. طی روزهای آتی و با تداوم افتخارآفرینی هتل و بچه زرنگ، فیلمهای اجتماعی نیز روی دور استقبال قرار خواهند گرفت تا شاهد رقابت تنگاتنگی در صدر جدول فروش روزانه باشیم.
این وضعیت باتوجه به تثبیت روند استقبال از آثاری چون فسیل، شهر هرت و نارگیل ۲ سبب خواهد شد تا میزان استقبال روزانه، از ۳۰۰ هزار نفر فراتر رفته و رکوردهای مطلوبتری در سینمای ایران رقم بخورد. رکوردهایی که البته سینما را بسیارزودتر از اسفندماه، به گیشه ۱۰۰۰ میلیارد تومانی خواهد رساند.