اگر جشنواره فیلم فجر، آینه تمام نمای وضعیت سینمای ما باشد که در آن نقطه اتکا، جهش، قوت و ضعف آن هویداست، با دیدن فیلمهای جشنواره بیست و سوم می‎توان این ارتقا یا پسرفت را ارزیابی کرد. در یک مقایسه سردستی هم می‎توان اندازه این رشد احتمالی یا عقب‎گردهای محسوس آن را دید، عزیزالله حاجی مشهدی منتقد سینما و تلویزیون در این باره می‎گوید، در یک مقایسه اجمالی و گذرا میان فیلمهای حوزه دفاع مقدس تولید شده در سالهای 82 و 83 شاید بتوان چنین نتیجه گرفت که معدل مجموع فیلمهای تولید شده در سال 83 به لحاظ درونمایه (مضمون) و ارزشهای هنری و زیبایی شناسانه نمونه‎های به نمایش درآمده در 23 جشنواره فیلم فجر کمی پایین‎تر از نمونه‎های تولید شده در سال 82 بوده است.

حاجی مشهدی در ادامه می‎گوید: در سال 82 فیلمهایی مثل اشک سرما (عزیزالله حمید نژاد) مزرعه پدری (رسول ملاقلی پور) دوئل (احمد رضا درویش) و… از میانگین و معدل کیفی کارهایی مثل طبل بزرگ زیر پای چپ (کاظم معصوم) جنگ کودکانه (ابوالقاسم طالبی) جایی برای زندگی (محمد رضا بزرگ نیا) پیک نیک در میدان جنگ (سید رحیم حسینی) و مرزی برای زندگی (رضا اعظمیان) دارای سطحی بالاتر بوده و ساختاری منسجم‎تر داشته‎اند. بی ‎آن که بخواهیم ارزش تلاشهای انجام شده را نادیده انگاریم می‎توانیم امیدوار باشیم که در عرصه سینمای دفاع مقدس هنوز هم نوجویی‎ها و خلاقیت‎های چشمگیری را می‎توان شاهد بود.

اما چرا سینمای دفاع مقدس که انتظار می‎رود فیلمهای‎ به مراتب چشمگیرتر را روانه پرده‎ها کند، در جشنواره سال 83 نتوانست آن‎گونه که باید فیلم مهمی را بر پرده‎ها بتاباند، مهدی عظیمی، مدیر گروه تلویزیونی بسیج در این باره می‎گوید: در رابطه با سینمای دفاع مقدس مراجع متعدد و متکثری وجود دارد که تصمیم می‎گیرند و معمولاً این تصمیم‎ها از بعد صلبی نگاه می‎شود تا ایجابی، هیچ مرکزی در کشور وجود ندارد که خود را موظف بداند درباره سینمای دفاع مقدس پاسخگو باشد، چرا که حیطه سینمای دفاع مقدس آنچنان وسیع است که برای پاسخگویی آن لازم است نهادی وجود داشته باشد که بتواند در تمامی عرصه‎ها تصمیم‎گیری اجرا و نظارت کند.

دوستانی که در انجمن سینمای دفاع مقدس  زحمت می‎کشند و من بالشخصه شاهد بسیاری از زحمات، آنها بوده‎ام به دلیل عدم پشتیبانی مناسب و در خورشان سینمای دفاع مقدس نتوانسته‎اند کاری انجام دهند.

اما نکته‎ای که همواره در این گونه بحثها باید مورد توجه قرار گیرد «جایگاه مخاطب» در این معادله است. این که این فیلمها تا چه اندازه برای ذائقه مخاطب امروز ساخته می‎شوند و واقعیت‎های پیرامون تا چه میزان در ساخت یک اثر با موضوع 8 سال دفاع مقدس دخیل هستند و تا چه حد قدرت جذب مخاطب را به سالن سینماها دارند. عظیمی در این باره می‎گوید: فکر می‎کنم سینمای دفاع مقدس نیاز مبرم به برنامه‎ریزی درازمدت دارد. همه چیز قابل محاسبه است: حتی اندازه جذب مخاطبان هم قابل محاسبه است. اما متاسفانه برنامه ریزی‎های ما مقطعی و غیرکارشناسانه است، بیشتر از این که ما فعالانه با موضوع برخورد کنیم در مقابل فعل و انفعالات سینمای دفاع مقدس جنبه کاملاً انفعالی گرفته‎ایم. تلاشی که برای رونق سینمای دفاع مقدس انجام می‎گیرد از موضع انفعال است.