گفت و گو با مهندس محمد رضا جعفری جلوه معاون سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی: سینمای مادینی، ایرانی و شرقی

نویسنده: جلیل اکبری صحت
    فرصت کوتاهی دست داد تا درباره کم و کیف سینمای ایران یا شرایطی که جشنواره فیلم فجر در آن قرار دارد، با مهندس محمدرضا جعفری جلوه معاون سینمایی وزیر ارشاد گپی بزنیم. فرصتی در حد دو فنجان چای خوردن که هر دو سرد شد.‎/‎/ برای دیدار معاون سینمایی، قبلاً حتماً باید ذهنی فراسینمایی داشت، چرا که مثال هایی عموماً از دنیایی فراتر از دنیای فریم های سینماست. طرفین گفت و گو در اوج خستگی روزهای آغاز جشنواره به گپ وگفت نشسته اند که خدا کند خواننده بپذیرد!
    جشنواره های فرهنگی که درکل دنیا برگزار می شود نمایانگر یک پرچم و نماد است. مارکو مولردرباره جشنواره فیلم فجر گفته بود که مردمی ترین جشنواره فیلم دنیاست. فکرمی کنم این تعریف بسیارزیرکانه بود. منظورمولر کاملاً دوگانه بود. یعنی این جشنواره با اقبال مردمی و بومی روبه رو است، اما امسال ما به سمت جشنواره ای کاملاً بین المللی حرکت کرده ایم که بارزترین نشانه اش بیرون آمدن از زیر سایه جشنواره برلین بود. خود شما جشنواره امسال را چگونه می بینید
    - با تفکیک بخش بین الملل و برگزاری آن درپنج روز اول، اعتبار بین المللی جشنواره فیلم فجر امسال بارزتر شد، درواقع براعتباری که وجود داشت با تدبیری درست افزوده شد و این پاسخی بود به سالها مطالبه و طرح نظر و انتظار از سوی صاحبنظران و اهالی دلسوز و فهیم سینمای ایران. ازاتفاقات دیگری که امسال اعتبار بین المللی جشنواره فیلم فجر را علی رغم پاره ای منفی بافی ها و کتمان های سبک سرانه این و آن به چشم ها کشاند، درخواست کتبی دبیرجشنواره فیلم برلین بود از جشنواره فیلم فجر ، برای فیلم وقتی گنجشک ها آواز می خوانند ساخته آقای مجید مجیدی و اذعان و تصریح براین اعتبار. به هرحال در راستای تعریفی دقیق تر از جشنواره بین المللی فیلم ما باید به فراگیر بودن این جشنواره فکر کنیم. تعریف آقای مولر خوب است، اما این بیانگرهمه ماجرای جشنواره فیلم فجر نیست و ما را محدود معرفی می کند، لذا کوشش هایی صورت گرفته که این جشنواره نگاهی شناسنامه دار به جهان داشته باشد و شناسنامه ای دقیق تر از ایران و ایرانیان ارائه دهد. نگاه ایرانی هم به خود و هم به جهان. نشانه گذاری که در جشنواره بیست و پنجم صورت گرفت برای نامگذاری بخش ها یک علامت ظاهری نبود و ما به مفهوم این نام ها توجه داشتیم. حضور ایران و نگاهی ایرانی درمحور و مرکز این نگاه بود. سودای سیمرغ برای مسابقه سینمای ایران چشم واقعیت برای سینمای مستند، جام جهان نما، بـرای مسابقه سینمای بین الملل، جلوه گاه شرق برای سینـمای آسیا، در جست و جوی حقیقت برای سینمای معنا گرا و غیره این نشانه گذاری ها تلاش جدی ما برای رسیدن به یک شناسنامه رسمی برای جشنواره فیلم فجر بود و هست و امسال هم این نگاه تقویت شده است. استقبال قابل قبولی از نشانه گذاری سال گذشته صورت گرفت و در میان سینماگران و سینما دوستان پذیرفته شد. البته چالش های اندکی را برانگیخت که این یعنی ابهام های اندکی را پدید آورده بود اما بعد ها که به زبان بیشتر جاری شد، به دل ها نیز نشست. ازدیگر سو درتولید نیز ما شناسنامه ای دیگر از سینمای خود را به جهانیان عرضه می کنیم. ما درباره سینمای ملی ایران صحبت می کنیم. سینمایی با مشخصه های شرقی، دینی و ایرانی هم درفرم و هم در محتوا.‎/‎/‎/
    منظور شما بومی دیدن و جهانی عمل کردن است
    - جهان، متاع هر منطقه ای را، آنگونه که از آن برون می تراود دوست می دارد. اگرنه حرف های تکراری ازاقلیم های مختلف جذابیتی ندارد. نگاه ترجمه ای و نگاه مونتاژی و کپی کردن ازدیگر فرهنگ ها که نکته تازه ای نیست. ممکن است بسیاری دردنیا باشند که فرش ایرانی را کپی کنند، اما آن کپی اصالت فرش ایرانی را ندارد و یک علاقمند فرش ایرانی هیچگاه به آن توجه نمی کند. در سینما هم قصه همین است. سینمایی که در فرم و روایت متعلق به ملت ایران نباشد جایی در ویترین جهانی ندارد. مخاطب جهانی به اقلیم های مختلف دلبسته است و دوست دارد که سینمای ایران را ازنگاه سینماگر ایرانی ببیند. به این دلیل ما نگاه بومی را مطرح می کنیم.
    جشنواره فجرتوانسته کمک کند که ما به این نگاه برسیم
    - جشنواره فجرفراخوان خود را به سینمای ایران می دهد. سینماگران ایرانی را به سودای سیمرغ می خواند. سیمرغ سال هاست که جایزه غایی و نهایی سینمای ایران است. افرادی که این جایزه را انتخاب کرده اند به درستی اندیشیده اند. ما از این نگاه استقبال کرده و آن را تعمیق می بخشیم. برای رسیدن به نگاهی بومی ما باید درسینمای ایران به دنبال سیمرغ حقیقی باشیم و این یعنی استعلادرسینما. باید تا اوج سیمرغ پروازکرد تا آنجا که قدرت پرواز است. ما در این راستا به سوی بیانی ایرانی تر می رویم. زمانی که ما از سینمای ملی سخن گفتیم سه مؤلفه هویت گرایی، واقع نگری و امید بخشی را مد نظر داشتیم. طبیعی است آنکه به دنبال سیمرغ حقیقی است برهویت خود پا فشرده و نگاهش آنچه که هست، به واقعیت و وضع موجود بدون پایه و مقصد نیست. با نگاهی خودی درباره خود فکر کرده و ضعف ها و قوت هایش را می بیند. همه بخش های واقعیت را دیده و تنها بـه بخش تیره واقعیت نظر نمی کند. درکنار رنج ها، گنج ها را دیده. درکنار نداری ها، دارایی ها را دیده و.‎/‎/ به سرزمین خود تنها از منظر فقر نگاه نکرده و غنای سرزمین خود را هم مد نظر داشته است. ضمناً یک نگاه ایرانی هـیچ گاه به آینده انسان و جهان مأیوسانه نمی نگـرد.چون دربطن واقعیت، حقیقت نهفته را می جوید و می بیند، پهلوانانه می زید، متکی بـرخویشتن خویش، تشنـه عدالت و مهر، کشته حماسه و عشق، تا پای جان رفیق راه بی پناهان و مظلومان، امید بخش و جان افزا. یعنی یک نگاه جامع واقع گرا و کمال گرا.
    فراخوان بخش مسابقه سینمای ایران با این نشانی و با یاد آوری سیمرغ آن یعنی هویت بزرگ فرهنگی و عنوان گذاری سودای سیمرغ که نشان دهنده اوج تمنای کمال و جمال و جلال حقیقت ازلی و ابدی است، چنین اصالتی را بیان می کند. و بومی دیدن و جهانی عمل کردن را موجب می شود. ما حتی دربخش بین الملل نیز کوشیده ایم بگوییم که به سینمای جهان ازیک نگاه عمیقاً ایرانیمی نگریم، سینمای جهان را نیز از منظری غایتمند و هدفمند می بینیم.سهل انگارانه ازجهان آنچه که هست را انتخاب نمی کنیم بلکه مبنا و مقصد مشترک بشری را هدف قرار داده ایم. عنوان گذاری جام جهان نما، نگاه مبتنی بر این معرفت اسلامی و ایرانی است برای نگریستن به جهان. یا دربخش مسابقه سینمای آسیا، جلوه گاه شرق، یعنی آسیا را یک کل واحد دیده ایم. رنگین کمانی به نام شرق، هم به لحاظ فرهنگی و هم جغرافیایی و هم یک حدود و ثغور تاریخی و تمدنی. سینمای آسیا باید شرق و آسیا را بازتاب بدهد. جلوه گاه شرق آئینه ای است که نشان می دهد که آسیا چقدر دربازتاب دادن خود موفق بوده است. آیا آسیا از خود و درون خود حرف می زند یا کپی دیگران شده و حرف دیگران را می زند آسیایی باید آسیایی فکرکند و سینمای آسیا باید عرفان، نجابت، عفاف، خانواده گرایی و مروت و استغنا و پهلوانی آسیا را به جهان معرفی کند. در راستای همین نگاه، امسال امر مهم دیگری هم اتفاق افتاده است و مجمع مجالس آسیایی که یک سالی است با روندی هرچند کند، اما امید بخش از اتحاد آسیایی سخن می گوید صورت پذیرفت و امسال جایزه ویژه ای به نام همگرایی در آسیا به فیلمی که نشانه درستی از همبستگی آسیایی می دهد، تعلق می گیرد. این نکته گواه این حقیقت است که نشانه گذاری سال پیش، برای بیان وحدت آسیایی چقدر درست و واقعی بوده است.
    
    
    در بخش مسابقه سینمای معنا گرا از سال گذشته نگاهمان معطوف به ذات حقیقت جویی انسان ها است. این حقیقت جویی و ازظاهر به باطن رفتن و جست و جوی حیات طیب و سعادت طلبی، امرمشترک دربخش قابل توجهی ازسینمای جهان است.
    نهادینه کردن بخش درجست و جوی حقیقت برای همین است. به هر حال درکل هدف این است که سینماگران جهان، جشنواره فیلم فجر را نوعی ببینند که می توان درآن سینمایی را دید که هم متعالی است و هم به ذات سینما باور دارد.
    یعنی هر سینما گری در هر جای دنیا اگراین نگاه را داشته باشد، جشنواره فجر او را در خود می بیند!
    - همین طور است. بخش های مختلف جشنواره فرصت هایی برای انواع این انگیزه فراهم می کند.
    پس به زعم شما، این یک جشنواره صرف نیست. یک مقاومت فرهنگی است دربرابر اتمسفر فرهنگی غالب. پس با این حساب جشنواره فجر می خواهد به عنوان یک مقاومت در برابر جهانی سازی هالیوودی مطرح شود
    - به تعبیری دیگر این جشنواره می خواهد دربرابر یک مادی گرایی صرف بایستد.
    همان مقاومت
    - من ازکلمه مقاومت استفاده نمی کنم. شاید این عنوان هم مطـرح باشد، اما ازیک قاب و پنجره متفاوت به این موضوع نگاه می کنم. این را یک فرصت متفاوت برای سینمای فرهنگی جهان می دانم که با نگاهی مبتنی بر شرافت، فطرت، اخلاق و معنویت و فاصله گرفتن از مادیت صرف، به مسائل گوناگون انسان و جهان بیندیشد و تنها نسخه هایی مادی نپیچد! و بداند دردهای بشری درعرصه های مختلف اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و.‎/‎/ فقط مادی نیست که با نسخه مادی قابل درمان باشد. چنین نگاهی را در این قاب جست و جو می کنیم.
    آقای مهندس، هرروز ۱۰ جشنواره درجهان درحال افتتاح است! و جدای از هر اتفاقی، این بدان معناست که جشنواره ها یک اکران بزرگ جهانی هستند که می توانند مخاطبین جدیدی که اتفاقاً خاص و فهیم تر از بیننده معمولی هستند را جذب کند. از این نظر مدیریت عالی سینمای ایران و مدیریت جشنواره فیلم فجر، درکجای این جریان قرار دارد منظور من این است که جشنواره فیلم فجر را در بعد مادی درکجای این قصه می بیند به جز آن نگاه متعالی که ازبعد معنوی به جشنواره فجر می شود
    - در واقع این جشنواره تلاشی است درجهت اثربخشی درتولید و پخش سینمای ایران. حد فاصلی است میان دوسال تولید سپری شده و سال اکران آینده، نشانی دادن به تولید کنندگان، تشویق کردن سینماگران، بویژه جوانان، آشتی دادن بیشترمردم و مسئولان با سینما، به چشم کشیدن اهمیت سینما و بسیج همگانی برای درک و حمایت از سینما با همه توش و توان و ابزاری که هست و مهمتر این که این جشنواره تلاش می کند تا برابر یک نظام سلطه جو، نگاه متفاوت غیرمادی داشته باشد که البته صرفاً معطوف به سینمای ایران نمی شود، چون بخش های بین الملل نیز کارکرد خودش را دارد. تا آن گونه که باید نیاز ما را برطرف کند. محصولات فرهنگی اعم از ایرانی و خارجی در سبد مصرفی ما باید از یک کیفیت و وجاهت کامل برخوردار باشد. باید این نکته را هم درنظر داشت که سبد مصرف فرهنگی ما فقط مورد استقبال یا توجه مخاطب داخلی نیست. ملت های خویش و هم ریشه و هم درد و هم مقصد یعنی عرضه دین، فرهنگ، آرمان و تمدن مثل کشورهای عضو اکو، درحوزه فرهنگی و تمدنی و یا درحوزه آئینی جهان اسلام و مسلمانان و درحوزه آرمانی، که مجموعه کشورهای جنوب را درسه قاره آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین شامل می شود اینها نیز سبد مصرفی شبیه ما دارند و باید آن را تغذیه کرد.
    البته این کشورها فقط کشورهای جنوب نیستند، کشورهای شمال مثل فرانسه هم در این رابطه دربرابر سلطه هالیوود مقاومت می کنند. در اروپا مقاومت خوبی دربرابر سینمای هالیوود دیده می شود، گاهی بیشتر از مثلاً کشور های جنوب
    - من از اولویت های سطح اول تا سوم درحوزه مخاطبان گفتم. بعد از این سه سطح مخاطب، سینمای فرهنگی ما همـه جهـان را دربـر می گیرد. بویژه مخاطب تشنه و خسته اروپا و یا همان کشورهای شمال.
    خیلی ازکشور های شمال سوبسید مالی خوبی برای مقاومت فرهنگی خودشان صرف می کنند!
    - همین طور است. تلاش برای حفظ هویت و بقا یک روند ارزشمند جهانی است و باید بیش از همه مشوق و هوشیارکننده ما باشد که از همه غنی تر و البته بیش از همه مورد هجوم، طمع و یغمائیم.
    در این میان نقش مدیران ارشد کشورها برای شکل دهی به سینما امری روشن است. فضای رقابتی جشنواره های دنیا نقش این مدیران را بارزتر می کند. به تعبیری، رقابت سینما در سطح جهانی، عرصه رقابت هنرمندان نیست، بلکه عرصه رقابت مدیران سینمایی است و اتفاقاً جشنواره ها جایی است که اسلوب فکری یک کشور دیده می شود. الآن رقیب ما کیست ما با چه جور سینمایی رقابت می کنیم
    - رقیب اصلی ما سینمایی است که بر محورسکس و خشونت تولید می شود. سینمایی که حاشیه را اصل پنداشته و اصل را حاشیه می پندارد.
    اخلاق گرایی
    - یکی از اصلی ترین مؤلفه های فرهنگ هنر و سینمای ما درجهان، اخلاق گرایی است.
    سینمای ما با یک وجه روشن اخلاق گرایی، رؤیاهای ما را به حقیقت و خیال متصل می کند. و اوهام و توهم را که معرف بخش مهمی از سینمای غرب است از ما دور می سازد البته ما در ساحت های دیگری هم مرزهایی داریم. با کسانی که سینما را درخدمت تجارت جهانی و همسان سازی فرهنگی دوست می دارند. جهانی شدن را به معنای درخدمت جهانی سازی می خواهند! فرق است بین جهانی سازی و جهانی شدن. پدیده جهانی شدن یعنی آمریت یک فرهنگ و حاکمیت آن و تسری یافتن به همه جا، اما و آن را استعداد بلیت عرضه پیدا کردن هر فرهنگ و هویتی است در سطح جهان براساس آنچه که هستیم و هستند یعنی امتداد حیات. باپای فشردن بر حقیقت مبتنی بر ملیت، آئین، دین، فرهنگ و.‎/‎/ همه وجوه و حقانیت های دیروز تا امروز و تا فردا. با این مختصات درسطح جهان، جهانی شدن معنا دارد. سینمای ما می کوشد به جهانی شدن و حفظ هویت های ملی و بومی بیندیشد. مقاومت های جدی فرهنگی سینمای جهان را درک می کند و به آن احترام می گذارد، هرچند با روایت و قرائت های دیگری به این مقوله پرداخته باشند. چرا که در یک امر، مشترک هستیم. دراین مقاومت ها همه به اصالت ها دل بسته ایم! از دیگر وجوه ممیز ما با رقیبان، وجه عدالت خواهی است که یکی از بارزترین دلایل یک هنرمند برای آفرینش است، رقیبان و حریفان یا دوستان و دشمنان سینمای ملی ایران، در چنین عرصه هایی تعریف می شوند.
    نقد دائمی درون گروهی سینمای ایران اگر مبتنی بریک شفافیت نباشد، منجر به خود ویرانگری می شود که پیامد آن بحران مشروعیت است و در تسلسل خودی همه ارکان خود را نه پژوهشگری که تخریب می کند. این که بپرسد چرا هست و چگونه هست، سؤال خوبی است، اما پرسشگری زیاد ازاین زاویه، آیا واقعاً مورد نیاز جامعه سینمای ما هست
    - این که مدام خود را مورد پرسش قرار دهیم و بپرسیم ازکجا آمده ایم و کجا قرار داریم و به کجا قرار است برویم، امر خوبی است. یک پرسش معرفت افزاوکمال جویانه است اما مشکل اینجاست که گاهی این پرسش از سر خود کم بینی، گم گشتگی و یأس ازخود است، این گونه هرچه نقد و نفی خود کنیم و بنگریم که از کجا آمده ایم، به ریشه ها و هویت اصیل و داشته ها و ثروت های مادی و معنوی موجودمان وقوف نخواهیم یافت و افق خود را باور نخواهیم کرد و مرعوب و مفتون این و آن خوی شده ایم. پرسش فلسفی و معرفتی نمی خواهد بگوید که نماهیم ماند و آنچه را خود داریم از بیگانه طلب خواهیم کرد. این امر ناپسندی اسنشان دهنده این است که دچار سرگشتگی داند از کجا آمده است، بت و لکه می خواهد بگوید که بدان از کجا آمدی بدان بزرگ زاده ای، قدر خود را بدان، بزرگ باش، بزرگ بنگر و بلند پرواز کن.
ایران ۲۰/۱۱/۸۶