شاید بزرگترین ضعف برنامه ریزی در کشور ما به علت نداشتن آمار دقیق در حوزه های مختلف است؛ مضاف بر اینکه روش آمارگیری ها و تهیه نظرسنجی ها نیز در کشورمان همواره دستخوش اتفاقات روز و شاید سفارشات حزبی و گروهی شود و از همین رو «آمار» به عنوان کلید حرکت و زمینه ترسیم خطوط آینده نگری در کشور ما بیشتر به یک شوخی رسانه ای تبدیل شده است تا مبنای درست تصمیم گیری. به همین علت هم هست که همواره با اعلام شدن آماری در کشور به سرعت یک سازمان دیگر با تکذیب آن آمار قضیه اعداد و ارقام را بر باد می دهد!! در همین زمینه آمار ارائه شده از محیطهای دانشگاهی نیز به خاطر الگو بودن و تسری دادن آن به کل جامعه از هجوم اعداد و ارقام کاملاغیر کارشناسی در امان که نبوده همواره از نوعی غرض ورزی و سیاه نمایی نیز رنج می برد؛ آنچه می خوانید ماحصل گفتگوهای مفصل خبرگزاری برنا با 20 نخبه دانشگاهی و برگزیده در آزمون سراسری 86 در رشته های مختلف است که در بخش های متفاوتی طبقه بندی شده است؛ نکته جالب توجه نظر آنها در مورد فرار مغزهاست.
    بزرگترین دغدغه نخبگان
    پاسخ ها بسیار متعدد و متنوع بود؛ رسیدن به بالاترین درجه سعادت که قرب الهی است... هدف های دیگری در زندگی غیر از اهداف علمی... بدست آوردن شغل مناسب، خدمت به جامعه... فقط موفقیت در دانشگاه...درمان بیماری های لاعلاج... رفع مشکلاتی که در جامعه وجود دارد از جمله بی عدالتی... و البته دغدغه هایی که گفته شد ما خواستند نوشته نشود! به هر صورت 28.14 درصد نخبگان جامعه آماری باشگاه جوانی برنا، «کنکور» را راهی برای رسیدن به رضایت خدا اعلام کردند. 30.14 درصد، مسائلی به جز درس خواندن ، مانند حل مشکلات اجتماعی بخشی از دغدغه
    ذهنی شان بود و 42.71درصد هم کنکور را شکستن سدی می دانستند برای رسیدن به اهداف بالاتر و شروع موفقیت های آتی.
    زندگی تک بعدی
    پرسیدیم چقدر از اخبار روز مطلعید. سرتان در لاک خودتان است یا می دانید دور برتان چه خبر است؟ بعضی ها گفتند کم و بیش، بعضی گفتند در وقت استراحت؛ بیشتر اخبار ساعت ده شبکه سه، بعضی ها هم اهل خط و ربط سیاسی و تحلیل های داغ بودند و روزانه چندبار اخبار را از طریق تلویزیوین و اینترنت پیگیری می کردند در عوض برخی هم به شدت از سیاست دلزده بودند. با این حال 80 درصد نخبه های دانشگاهی اهل پیگیری اخبار روزمره و خواندن روزنامه بودند. اما در واقع 72.85 درصد از نخبه ها زندگی چند بعدی داشتند. ورزش، موسیقی، تلویزیون و مطالعه، بهترین یار اوقات فراغتشان بود و 28.14 درصدشان گرچه معتقدند نباید زندگیشان تک بعدی باشد اما فراغت چندانی برای پرداختن به علایق دیگرشان ندارند.
    کنکور حذف شود؟
    باز هم نظرات مختلف بود اما در دو بخش دسته بندی می شد؛ اصلاً موافق نیستم؛ موافقم اما مشروط ! نخبه های کنکور ردکرده معتقدند این طرح هم نقاط مثبت دارد و هم نقاط منفی. مثبت این که زحمات چندین ساله بچه ها هدر نمی رود اما از طرفی نه امتحانات کشور در حد استاندارد برگزار می شود و نه سطح آموزش در همه جای کشور یکسان است... سطح دانشگاه ها هم با هم تفاوت دارد.
    با این حال 40 درصد مصاحبه شوندگان مخالف حذف کنکور و جایگزینی نمرات نهایی جهت سنجش افراد برای ورود به دانشگاه بودند و 60 درصد به صورت مشروط با آن موافق بودند؛ به شرطی که طرح مناسبی جایگزین آن شود. در این مقوله رای ممتنع نداشتیم.
    نخبه پروری یا نخبه سالاری؟
    جواب ها در این سوال اغلب تلخ و گزنده بود؛ « نخبه سالاری که نداریم. نخبه پروری هم تا وقتی به آنها بها ندهند، وجود ندارد... اگر اکثر جامعه نخبه باشند خیلی بهتر است تا عده کمی از نخبه ها در صدر بنشینند... تغییر و پیشرفت در نظام علمی با تعداد کمی نخبه و یا کسانی که از نظر علمی برتر هستند، کارسختی است. اما اگر شرایط همه از نظر علمی یکسان باشد، راحت تر می شود کاری انجام داد...»
    با این حال 54.54 درصد موافق نخبه پروری و 45.44 درصد موافق هردو بودند. 09.1 هم نظری نداشتند!
    اصلاحرفشم نزن!
    در مورد سوال رسانه ها در نخبه پروری چه کرده اند؛ پاسخ های بسیار جالبی دریافت کردیم: «فکر نمی کنم رسانه بتواند کار خاصی در این زمینه انجام دهد! وظیفه ای هم ندارد. نخبه پروری بیشتر وظیفه مسئولان است... برنامه های تولیدی برای جوانان ضعیف است. بعضی اوقات هم افراط و تفریط دیده می شود؛ مثلادر زمینه ورزش. هر هفته و هر روز مسابقات ورزشی، اما یک برنامه ثابت علمی خوب نداریم... وظیفه رسانه ها فقط انعکاس عملکردهاست وقتی کاری انجام نشود انعکاسی هم نیست... رادیو و تلویزیون ما در این زمینه جزء رسانه محسوب نمی شود... اصولادر رادیو تلویزیون ما کسی که دنبال یک توپ می دود ارزشش از کسی که از مغزش کار می کشد، بیشتر است!»
    البته وقتی نخبه ها با این تفصیل، شرح زحمات بی دریغ(!) رسانه ملی و سایر رسانه های کشور را در جهت نخبه سالاری و نخبه پروری گوشزد می کنند، دیگر نیازی به ارائه آمار نیست اما بد نیست بدانید: 5.62 درصد نخبه ها گفتند رسانه وظیفه خود را در این زمینه انجام نداده است. 5.37 درصد هم معتقدند رسانه وظیفه خاصی در جهت نخبه پروری ندارد و این مسئولان هستند که در این راه باید حرکت کنند تا رسانه اقداماتشان را منعکس کند.
    کدام فرار مغزها ؟!
    این سوال یکی از شیرین ترین بخش های این نظرسنجی است؛ پاسخ ها هم به همان اندازه شیرین و بدیع بود: «اگر جهت کسب علم و بازگشت به کشور باشد که اسمش فرار نیست... وقتی یک نخبه پشتیبانی نشود ممکن است جای دیگری برود... اگر مغزها بروند پس چه کسی ایران را بسازد؟ ... برای رشته های انسانی آنطرف هم خبری نیست، همین جا بمانند خیلی سنگین ترند... اینکه برای کسب علم بروند، اما برگردند خیلی هم خوب است... یک عده کمی برای معیشت می روند اما اکثر آنها به خاطر امکانات پژوهشی و علمی می روند... » به قول پسر دکتر حسابی، برای اینکه از ایران نرویم باید کشورمان را دوست داشته باشیم. برای دوست داشتن هم اول باید آن را خوب بشناسیم. کسانی که می روند و بر نمی گردند، ایران را نمی شناسند. بنا بر این گزارش 92.76 درصد از نفر اولی ها می گویند اگر حمایت و پشتیبانی از نخبه ها بشود هیچ کسی دوست ندارد از کشور برود. 38.15 درصد هم رفتن و کسب علم را بد نمی دانند، اما برنگشتن از نظرشان فرار محسوب می شود. 7.7 درصد هم بدون نظر بودند! بر همین اساس 7.74 درصد نخبگان اعتقادی به فرار مغزها و آمار شگفت انگیز ارائه شده نداشتند و 3.25 درصدشان نیز معتقد بودند مهاجرت وجود دارد و نه فرار مغزها.
    ایران در افق 1404 هجری شمسی
    سال 1404 افقی است که خیلی ها به آن چشم دوخته اند. کارهای زیادی تا آن زمان باید انجام شود تا ما از همه جهات کشور برتر خاور میانه شویم. نخبه های 18 ساله الان، در آن سال، 36 ساله خواهند بود. تقسیم بندی نظراتشان نیز اینگونه شد: 15.46 درصد به افق روشن ایران 1404 بسیار امیدوارند و 85.53 نیز تلاش برای رسیدن به آن افق روشن را رمز موفقیت در پایان چشم انداز بیست ساله نظام می دانند. کیهان ۴/۱۰/۸۶