این مطلب یک استنباط شخصی است

ای کاش...

ای کاش... ای کاش...

ای کاش می شد یک بار بی هیچ پرده ای راجع به سینما و تلویزیون کشور حرف بزنیم...

ای کاش می شد فکر نکنیم که پس از این حرف چه اتفاقی می افتد...

ای کاش می شد فکر نکنیم کی از ما خوشش می آید و کی بدش می آید...

ای کاش می شد فکر نکنیم بعد از این ما را تحویل می گیرند یا نه...

ای کاش می شد فکر نکنیم بعد از این ما را جزو خودشان می دانند یا نه...

ای کاش می شد فکر نکنیم بعد از این ما را به همدیگر نشان می دهند و مسخره می کنند یا نه...

ای کاش می شد فکر نکنیم بعد از این ما را بد اخلاق معرفی می کنند یا نه...

ای کاش می شد فکر نکنیم بعد از این ما را بی سواد معرفی می کنند یا نه...

ای کاش می شد فکر نکنیم بعد از این جواب تلفن های ما را می دهند یا نه...

ای کاش می شد فکر نکنیم بعد از این به ما کار می دهند یا نه...

ای کاش می شد فکر نکنیم بعد از این برآوردهای برنامه های ما را نصف می کنند یا نه...

ای کاش می شد فکر نکنیم بعد از این ارزیابی برنامه های ما را منفی می زنند یا نه...

و ای کاش می شد هزار فکر دیگر را نکنیم...

و ای کاش می شد اصلا نترسیم...

و ای کاش می شد فقط از خدا بترسیم...

چرا که فقط "خدا" است که همه چیز را حساب می کند...

فقط "خدا"...

"خدا"...