نویسنده: سعید اداک

پیکر نحیف و ضعیف موسیقی کشورمان این روزها شرایط سختی را می گذراند؛ هرچند که بسیاری اعتقاد دارند حجم بالای کنسرت های تابستان امسال نوید روزگار بهتری را می دهد، اما به نظر می رسد سازهای ناکوک عده ای از دست اندرکاران و همچنین آثار ضعیف برخی موسیقی دان ها (بخصوص آثار به اصطلاح آن طرف آبی) فضا را برای فعالیت موسیقی دان های متعهد و ملی کشورمان بسیار سخت کرده است. عبدالحسین مختاباد، یکی از پیامدهای ناشی از رفتار نامناسب با موسیقی دان ها، بخصوص جوان ها را بروز پدیده موسیقی زیرزمینی می داند که می تواند بسیار مخرب باشد. پیرامون وضعیت کنونی موسیقی و جوانان فعال در عرصه موسیقی گفتگویی با دکتر عبدالحسین مختاباد انجام داده ایم که در ادامه می خوانید:
    ¤ تابستان امسال به لحاظ حجم برنامه های موسیقایی از ترافیک مناسبی برخوردار بود. به رغم حجم وسیع برنامه های برگزار شده به نظر می رسد این تعداد کنسرت به نسبت جمعیت کشورمان کم بوده؛ نظر شما چیست؟
    - امسال در حوزه موسیقی شروع خوبی را شاهد بودیم؛ چنین حضوری از سوی بزرگان موسیقی کشور برای اجرا، در بعد از انقلاب بی نظیر بود. به هر حال این اتفاق میمونی است. اما متأسفانه می بایست گفت که تمام این کنسرت ها فقط در تهران برگزار شد و مردم عزیز ما در سایر شهرستان ها از این نظر محروم بودند. دلیل اصلی اش هم وجود مشکلاتی در مراکز موسیقی استان ها است.
    ¤ سطح کیفی آثار چطور بوده؟
    - به هر حال بر روی کیفیت بحث زیاد است. اما مسئله اصلی این است که کمیتی وجود نداشته تا به کیفیت بپردازیم. البته من معتقدم اگر همین حجم برنامه ها را هم مورد توجه قرار دهیم اتفاق میمونی در حال وقوع است. هنرمندان باید این کنسرت ها را فصل در فصل تکرار کنند تا بتوان کارشان را ارز یابی کرد.
    ¤ موسیقی امروز ما تا چه حد در ذائقه شنیداری مردم جاباز کرده و چه قدر تمایل به شنیدن آن وجود دارد؟
    - این ارتباط مستمر وجود نداشته تا بتوانیم شنونده های آثارمان را بسنجیم. سنجش سلیقه ها در پی یک ارتباط مستمر ایجاد می شود. در حال حاضر امکان و تنوع شنیداری در جامعه بسیار بالارفته، و مردم علاوه بر رادیو و تلویزیون، از طریق اینترنت و لوح های فشرده (MP3 می توانند صدها ساعت موسیقی را داشته باشند و بشنوند به همین دلیل به دست آوردن یک جامعه آماری بسیار مشکل است. چنین شرایطی به هنرمند این امکان را نمی دهد که سطح کیفی آثار خودش را بسنجد و نواقص اش را اصلاح کند. بخصوص برای ما که ارتباط مستمری با مردم نداریم. الآن هم تنها منبع شنیداری رسمی داخل کشور رادیو و تلویزیون است که موسیقی را به طور جدی پخش نمی کنند.
    ¤ وقتی می گویید تلویزیون به طور جدی به موسیقی نمی پردازد منظورتان چیست؟
    - اگر بخش های مختلف صدا و سیما، را به فرض در حوزه های گفتمان سیاسی، مسائل اجتماعی و یا سریال های تلویزیونی مورد بررسی قرار دهیم به دور از تعارف می توان گفت که از سطح کیفی خوبی برخوردار هستند. اما د ر بحث موسیقی چنین اتفاقی نیفتاده است؛ و این موضوع فکر می کنم بیشتر به مسئله مدیریت برمی گردد. در صدا و سیما به گونه ای مشغول هدایت جریان موسیقی هستند که به نظر می رسد اصلاً هیچ اطلاعی از جریانات موسیقی در جامعه ندارند. طبق آمارها حدود 07 درصد برنامه ها در رادیو و بین 05 تا 06 درصد برنامه های تلویزیون توسط موسیقی پر می شود. اما این آیتم های مهم فرهنگی در تلویزیون گم است.
    ¤ آیا دلیل چنین رویکردی را می توان در روشن نبودن خط قرمزها جستجو کرد؟ و آیا اصلاً خود شما به وجود خط قرمزها اعتقاد دارید؟
    - افرادی مانند ما که شناسنامه فرهنگی و هنری داریم که دست به هر کاری نمی زنیم. این سیستم ممیزی باید در جای دیگر باشد. آن خط قرمزهایی که وجود دارد عملاً به موسیقی این مملکت لطمه می زند. در اصل، آن موسیقی که نظام اسلامی آن را قبول ندارد. احتیاجی به اجازه انتشار احساس نمی کند. چنین آثاری به طور 42 ساعته از طریق شبکه های ماهواره ای، اینترنت و لوح های فشرده در حال پخش هستند. تنها هنرمند متعهدی که در این مملکت مانده و در راستای اعتلای فرهنگ و هنر کشورش کار می کند با برخی از این خط قرمزها دست و پایش بسته می شود؛ وگرنه موسیقی های آنچنانی که نیاز اجازه کسی ندارند. شما هر روز می بینید کسانی که حتی نمی شود اسم شان را هنرمند گذاشت آثارشان از شبکه های مختلف ماهواره ای به خورد جوان های ما داده می شود. اما هنرمند متعهد داخلی هیچ مونیتوری برای طرح جدی آثارش ندارد.
    ¤ سؤالم را یکبار دیگر تکرار می کنم که منظورتان از جدی طرح نشدن موسیقی در صدا و سیما
    و یا رادیو چیست؟
    - ببینید، تلویزیون باید یک برنامه مستقل موسیقی برای پخش آثار موسیقایی هنرمندان شناخته شده داشته باشد. این آ ثار باید در زمان مشخص پخش و مورد نقد و بررسی قرار گیرد. هنرمندانی مانند محمدرضا شجریان، جلیل شهناز و یا من نوعی که نمی توانیم برویم در شبکه های لس آنجلسی بخوانیم. اصلاً چنین کاری در شأن هنرمندان این مملکت نیست. اما از آن طرف هم مونیتوری برای شنیدن و دیدن آثار این هنرمند وجود ندارد. پس شمای بیننده چگونه باید با این آثار آشنا شویم. در همه جای دنیا برای معرفی هنرمندان کانالی رسمی وجود دارد.
    ¤ این جدی گرفته نشدن مسئله موسیقی در جامعه چه پیامدی دارد؟
    - موسیقی فاخر درست مانند کتاب است. شما در همین سریال های تلویزیونی که در داخل کشور تولید شده و در حال پخش هستند را ببینید. بدون رودربایستی تقریباً تمام شبکه های خارجی را به حاشیه رانده اند. به خاطر اینکه برجسته ترین هنرمندان این مملکت در عرصه سینما، تئاتر و تلویزیون در حال کار هستند. چنین اتفاقی در موسیقی مانیفتاده است که برجسته ترین موسیقی دان های ما در واحد موسیقی صدا و سیما کاری داشته باشند و این نشان از این دارد که تلویزیون کلاس کارش را زمینه موسیقی بسیار پایین آورده. در حال حاضر تنها یک شبکه فرهنگ است که از موسیقی دان ها دعوت می کند و در حد خودش مفید است، اما به درد مدیای امروز نمی خورد. الآن چه چیزی به عنوان ابزار تهاجم فرهنگی علیه جوان های ما مورد استفاده قرار می گیرد. به طور قطع اولین اش موسیقی است. این قیافه ها و لباس ها مدل هایی که می بینید از کجا آمده؟ اینها همان مدل های پوشش و ظاهری موسیقی دان های غربی است. این موضوع نشان می دهد که آنها در معرفی فرهنگ خودشان موفق عمل کرده اند؛ چرا ما هیچ اصراری نداشته باشیم تا هنرمندان ملی مان شناخته شوند. این موضوع در حوزه موسیقی جوان شدت بیشتری دارد.
    ¤ در حال حاضر وضعیت را برای جوان هایی که می خواهند به صورت حرفه ای وارد موسیقی شوند چگونه می بینید؟
    - متأسفانه وضعیت خوبی برای فعالیت جوان ها وجود ندارد. اقتصاد موسیقی ورشکسته شده، شرکت های خصوصی علاقه ای به سرمایه گذاری ندارد، و استعدادهای جوان ها به شدت هرز می رود. جوان ها هیچ مونیتوری برای ارائه آثارشان ندارند و این بسیار خطرناک است. چرا که خواسته یا ناخواسته به سمت جریانی کشیده می شوند که موسیقی زیرزمینی نام دارد؛ یا سر از دبی درمی آورند و یا حتی پای شان به مجالس لهو ولعب باز می شود. موسیقی زیرزمینی به مرور هم ذهن جوان ها را آلوده، و هم به جسم شان آسیب می زند.
    ¤ فضای موسیقی زیرزمینی داخل ایران تا چه حد از جریان موسیقی زیرزمینی غرب تأثیر گرفته است؟
    - این موسیقی که من می شنوم تا حد زیادی تأثیرگرفته از آن فضاها است. متأسفانه در خارج از کشور موسیقی زیرزمینی فضای بسیار آلوده ای دارد. در چنین فضاهایی علاوه بر مصرف آزادانه مواد مخدر، ارتباطات با جنس مخالف نیز بدون کمترین قید و بندی وجود دارد. به تازگی نیز افرادی که فکر می کنند فضایی برای بیان ایده های شان در جامعه وجود ندارد به حوزه موسیقی زیرزمینی رو آورده اند؛ که متأسفانه آثارشان آرام آرام دارد فضای بی ادبانه ای به خودش می گیرد.
    ¤ برای جلوگیری از گسترش چنین جریانی در فضای جامعه چه باید کرد؟
    - باید جشنواره های فصلی برای حضور جوانان به وجود آورد. جشنواره های موسیقی پیامدهای بسیار خوبی دارند. از جمله اینکه به شناسایی و تقویت و هدایت استعدادهای خوب کمک می کند. ضمن اینکه جشنواره ها محرکه هایی قوی برای جوانان محسوب می شوند تا تلاش بیشتر جزو برترین ها باشند و آثارشان به شکل نوار و CD به جامعه معرفی شود. این جشنواره ها راه ارتباطی هنرمندان جوان و جامعه را باز می کنند. علاوه بر جشنواره، می بایست صدا و سیما نیز شبکه ای مستقل یا حداقل ساعاتی مشخص برای پخش موسیقی در نظر بگیرد.
    ¤ از نظر آموزشی وضعیت موسیقی کشورمان را چگونه می بینید؟
    - از نظر آموزشی هم شاهد فضای خوبی نیستیم. بسیاری از مراکز آموزش موسیقی در داخل کشور به هیچ عنوان صلاحیت تدریس موسیقی ندارند. می بایست جریان آموزش موسیقی را در تمام سطوح آموزشگاهی، هنرستان ها و دانشگاهی تقویت کرد تا استعدادهای خوب و جوان ایرانی هرز نروند. کیهان ۱۴/۷/۸۶