چرا برخی از جوانان شهامت رویارویی با مشکلات را دارند؟/شهامت کشی به وقت دوست داشتن
نویسنده: حسن فرامرزی

شب- پذیرایی- میهمانی
    مادر یک، فرناز، مادر ،۲ پدر ،۲ بهنام و پدر یک کنار هم نشسته اند.
    مادر یک (لبخندزنان): می دونین فرناز ما ۱۸سالشه اما یه بار هم چایی دم نکرده؟!
    پدر ۲(با لحن حماسی): محض اطلاع سرکار باید عرض کنم بهنام حاضره از گشنگی بیفته بمیره اما یه نیمروی ساده درست نکنه.
    مادر ۲: خدا نکنه!
    مادرها و پدرها قند توی دلشان آب می شود.
    ۲سال بعد- فرناز و غول چهار گزینه ای
    فرناز (گریه می کند): چرا منو به دنیا آوردین؟ ها؟!
    مادر: فرناز! عزیزم؟! قربونت برم!
    فرناز (دستمال کاغذی را مچاله می کنه): مامان جان! من قبول نمی شم. هزار بار هم که کنکور بدم نـ...می...شم.
    مادر: فدای سرت! قبول نشدی که نشدی!
    فرناز: شما فقط پولاتونو هدر می دین.
    مادر: الهی قربونت برم مامان! برات معجون درست کردم. بیا مامان جان، بیا!
    فرناز: من حالم از هرچی معجونه به هم می خوره.
    فرناز لیوان معجون را پرت می کند روی قالی. تکه های آناناس و ویفر جولان می دهند، فرناز دستهایش را روی شقیقه هایش می گذارد و گریه می کند.
    * دومینویی از پیش نیازها
    چرا فرناز از رویارویی با مشکلاتش می هراسد و احساس خودکم بینی می کند: «چرا مرا به دنیا آورده اید؟» دکتر صداقت، روانشناس می گوید: کاهش عزت نفس!
    اما عزت نفس پیش نیاز می خواهد؛ خودباوری. خود باوری پیش نیاز دارد؛ خویشتن پذیری . و خویشتن پذیری؛ خویشتن دوستی و بالاخره تصویر ذهنی که در دو سه سالگی فرناز شکل گرفته، همان موقعی که مادر فرناز فکر می کرد دخترکش چیزی از پیرامونش نمی فهمد.
    اگر به فرناز دو سه ساله مدام بگوییم فرناز نکن، بشین، نرو، نمی توانی و... فرناز به همان جایی می رسد که حالارسیده، درحالی که فرناز ازدو سه سالگی با آزمون و خطا می توانست بسیاری از مهارت های زندگی را یاد بگیرد.
    * تصویر ذهنی قابل تغییر است؟
    اگر فرناز ناتوانی اش را ازدو سه سالگی پذیرفته و تا ۲۰ سالگی ادامه داده، آیا مجبور است این تصویر ذهنی را تا آخر عمر کنارش داشته باشد؟
    دکتر صداقت: تصویر ذهنی را می توان تغییر داد. این کاری است که انسان های پویا و خلاق با مثبت اندیشی، نفی منفی نگری و جلوگیری از خودانتقادی انجام داده اند. سرزنش، ملامت و انتقاد از خود کار خیلی خطرناکی است و در روانشناسی بسیار مذمت شده، اما ما گمان می کنیم کار خوبی انجام می دهیم وقتی عیب خودمان را پیدامی کنیم و از دیگران هم می خواهیم از ما عیب جویی کنند.
    - فرناز نباید از خودش انتقاد کند؟
    - نه!
    - پس چطور خودش را اصلاح کند؟
    - از اشتباه خیلی سریع باید پند گرفته شود، حتی باید به اشتباهات خندید و با طنز برخورد کرد اما اگر فرناز به اشتباه خود صرفاً از زاویه ملامت و سرزنش نگاه کند با خودش بدرفتاری کرده و موجب پسرفت بیشتر او خواهدشد.
    - و مادر فرناز؟
    - مراقبت بیش از حد، روی دیگر ناچیزانگاری و نادیده انگاری است.
    حضرت رسول (ص)، اسامه ۱۹ ساله را فرمانده سپاهش می کند.
    اما ما کوچکترین مسئولیتی به جوانمان نمی دهیم و اصلاً او را به حساب نمی آوریم. شما چطور می توانی انتظار داشته باشی فرناز مسئولیت پذیر باشد وقتی دچار ناچیز انگاری است.
    * ساعت ۱۰شب - داخلی - روبه روی تلویزیون
    حاج یونس فتوحی «میوه ممنوعه » دائم سر سینا فرزند ۱۹ ساله اش داد می کشد. مادر سینا سرش داد می کشد. جلال، برادر بزرگتر سینا در هرفرصتی که گیر می آورد مخصوصاً وقتی خلقش از تمایل حاجی برای کمک به خانم شایگان به تنگ می آید سر سینا داد می کشد. سیناکنار حاج یونس نشسته و حاجی می خواهد مبالغ چک های طلبکاران شایگان را جمع بزند. سر سینا داد می کشد: تو بلد نیستی حتی یه حساب ساده رو جمع بزنی؟ آخه تو مدرسه به شما چی یاد دادن؟!
    * سینای ممنوعه
    در سریال میوه ممنوعه بیشتر سینا ممنوع شده است تا میوه. دکتر صداقت می گوید: یادگیری مشاهده ای از قوی ترین شیوه های یادگیری است. بسیاری از الگوها و تصویرهای ذهنی از امواج تلویزیونی روی ذهنیت والدین تأثیر می گذارند.
    * طرح کاد؛ کات
    سال های نه چندان دور دبیرستانی ها یک روز در هفته روپوش های سفید و سرمه ای شان را بر می داشتند و به بیمارستان ها و کارخانه ها و مراکز تولیدی می رفتند. آنها هم زیر پوست جامعه را لمس می کردند و هم مهارتی می آموختند اما این طرح از نظام آموزشی حذف شد: «نوجوان با این طرح در جامعه حضور داشت و مسئولیتی می پذیرفت. حالاهم در دوره راهنمایی نیز به حرفه و فن در حد تفنن و سرگرمی توجه می شود. ما می توانستیم با برنامه ریزی درست، مسئولیت پذیری و مثبت اندیشی را به جوانانمان تزریق کنیم اما فرمالیته و روبنایی رفتار کردیم.»
    * آنچه خود داشت
    دکتر علی قائمی، مدرس دوره های دکترای تعلیم و تربیت از معلم ها انتقاد می کند که از منابع تربیت اسلامی (قرآن و سنت) بی خبرند و می خواهند چشم بسته الگوهای دنیای غرب را پیاده کنند، بماندکه همان الگوها را هم درست در نیافته اند.
    * شهامت اظهارنظر، شیوه های تبلیغ
    دکتر قائمی از ۲گروه مؤثر یاد می کند؛ روحانیون و مسئولان. از این دوگروه برخی از موضع قدرت و تحکم برخورد می کنند و شهامت اظهارنظر مردم بویژه جوان ترها را می گیرند:«روش تبلیغی ما امروز اشکالاتی دارد. پیامبر (ص) هرگز یک طرفه با مردم صحبت نمی کردند. اگر وسط صحبت های ایشان کسی بلند می شد و اعتراض می کرد پیامبر (ص) نمی گفتند: «ساکت باش! مجلس ما را به هم زدی! » گوش می کردند و پاسخ می دادند. برای من خیلی پیش می آید شخصی در مجلس، آیه یاعبارتی را به اشتباه می خواند اما من جرأت اعتراضی ندارم.»
    * مثال قرآنی
    «ولقد کرمنا بنی آدم» انسانهااز کرامت ذاتی برخوردارند پس نباید رابطه سازمان های اداری ما بامردم، ارباب - رعیتی باشد. آقای رئیس از محل مالیات و درآمد مردم حقوق می گیرد، حق ندارد سر مردم منت بگذارد. مسئول ما باید صدای مردم را بشنود.»
    * پایان
    ما چقدر پایمان را جای پای بزرگانمان گذاشته ایم؟